|
مسجد در قرآن
واَقيموا وجُوهَکُم عِندَ کُلّ مسجد وادعوه مخلصين له
الدّين"(اعراف/29)
به هنگام هرعبادت (يادرهرمسجد)روی به جانب او داريد واو را با
ايمان خالص بخوانيد .
اِنّ المَساجِدَ لله فَلاتدعوامَعَ الله اَحَداً "(اعراف /31)
ای فرزندان آدم به هنگام حضور درمسجد ,آراسته باشيد .
يا بَنی آدَمَ خُذُوا زينَتَکُم عِندَ کُلّ مَسجِد(جن/18)
ومسجدها از آن خداست وباوجود خدايی يکتا کسی را به خدايی مخوانيد
مسجد در روايات
پيامبر اکرم (ص):مَن مَشی اِلی مَسجِد مِن مَساجِدالله فَلَهُ
بِکُلِ خُطوَهٍ خَطاها حَتی يَرجِعُ اِلی مَنزِلَه عَشر حَسَنات
وَمُحی عَنهُ عَشر سَيِئات ورفعَ لَه عَشردَرَجات
هر کس که به سوی مسجدی از مساجد خدا گام زند ,برای هر گامی که تا
بازگشت به خانه خويش برمی دارد ده نيکی نويسند ,وده گناه بزدايند ,وده
درجه برتری دهند .
حضرت امام علی (ع) : مَن اختَلَفَ الی المَسجِد اَصابَ احدی
الثَمان : اَخاً مُستَفاداً فی الله, اَو عِلماً مُستَطرفاً , اَو
آيَه مُحکَمه ,اَو سَمع کَلِمَه تَدلُ عَلی هُدی , اَو رَحمَه
ينتَظِره ,اَو کَلِمَه تُردّه عَن رَدی , اَو يترَکَ ذَنباً خَشيه
اَوحَياء
هر کس که به مسجد شود , يکی از هشت خصلت به وی رسد : برادری يابدکه
از او بهر خدای تعالی فايده ای به وی رسد, يا علمی طرفه بشنود ,يا
آيتی محکم فرا گيرد ,يا سخنی بشنود که وی را به هدی رهنمون شود ,يا
رحمتی را که منتظر اوست دريابد ,يا سخنی بشنود که وی را از هلاک
باز دارد يا گناهی که از ترس خدا يا شرم وانهد .
نماز جماعت
آنچه درپی می آيد گزيده ای از احکام نماز جماعت برگرفته از کتاب
تحرير الوسيله حضرت امام خمينی قدس سره است . نماز جماعت يکی از
مستحبات مؤکد درهمه نمازهای واجب ومخصوصاًدرنمازهای يوميه است .البته
درنماز صبح ومغرب وعشاءتأکيد بيشتری دارد . وبرای نماز جماعت ثواب
عظيمی است . وجماعت بحسب اصل شرع درهيچ نمازی واجب نيست ودرصحت هيچ
نمازی شرط نيز نشده است ,جز نماز جمعه که يکی از شرائطش جماعت است
.
مساله 1- درصحت نماز جماعت شرط نيست که نماز امام ومأموم از نظر
نوع وکيفيت يک نماز باشد ,مثلاً هردو ظهر وهردو اداءياهردو قضاء
باشد . بلکه نماز گزار مي تواند نماز روزانه خود را – هرنمازی که
باشد – به امام جماعت درنماز يوميه او – هرچه که باشد- اقتدا کند ,هرچند
که از يکی قصر واز ديگری تمام يا از يکی اداء واز ديگری قضاءباشد .
وهمچنين می تواند نماز آيات را به امامی که او هم نماز آيات می
خواند اقتدا کند ,هر چند که اين مثلاً برای آيت زلزله می خواند واو
برای آيتی ديگر .البته نماز يوميه را نمی توان
بکسی که مشغول خواندن نمازعيديا نمازآيات ويانماز ميت است,اقتدا
کرد بلکه حتی يوميه را نمی توان درنماز احتياط ويا نماز طواف امام
اقتدا کرد .
مسأله2 –کمترين عددی که با آن عدد جماعت منعقد می شود – درغير جمعه
وعيد فطر وقربان – دو نفر است که يکی امام باشد وديگری مأموم . حال
چه اين که مأموم مرد باشد يا زن . حتی با کودک مميز نيز , بنا بر
اقوی جماعت منعقد مي شود.
مسأله3 – مأموم نمازش نماز جماعت نمی شود مگروقتی که نيت جماعت
واقتدا به امام را داشته باشد . پس اگر چنين نيتی نداشته باشد نماز
او جماعت نيست ,هر چند که درصف نماز جماعت قرار گرفته ودرافعال
وگفتارها از امام پيروی هم کرده باشد .
مسأله 4 - بر مکلف واجب است که امام خود را به اسم ومشخصات معين
کند ويا حداقل دردلش بااشاره ذهنی ويا درخارج با اشاره خارجی تعيين
کند .مثلاً دردلش نيت کند که به اين شخص حاضر اقتداء می کنم , هر
چند که از خصوصيات او هيچ آگاهی نداشته باشد . ولی اين مقدار را
ميداند که او شخصی است عادل که صلاحيت اقتدارا دارد .
مسأله5 – ظاهراً عدول از جماعت بفرادی درهمه حالات نماز جائز باشد
,هر چند که اضطراری در بين نباشد, وهر چند که از اول نماز قصدش اين
بوده که دروسط نماز قصد فرادی نمايد وبقيه نماز را فرادی بخواند .
لکن نزديکتر به احتياط آنست که تاضرورتی- هرچند دنيايی – برايش پيش
نيامده قصد فرادی نکند تا چه رسد به اين که از اول نماز قصد کند که
دربين نماز قصد فرادی کند .
مسأله6 – بنابراحتياط کسی که دربين نماز قصد فرادی کرده ديگر جائز
نيست قصد اقتدا کند .
مسأله7 – اگر وقتی به جماعت رسيد که امام دررکوع است وهنوز سر
برنداشته – هرچند که ذکر را گفته باشد – وياهنوز به رکوع نرفته,
جائز است اقتدا کند . ودرهردوصورت يک رکعت ازنماز او حساب می شود.
وبايد دانست که رکوع امام آخرين فرصتی است که مأموم می تواند باو
ملحق شود. پس درک کردن رکعت درابتدای جماعت موقوف است به درک کردن
رکوع امام يا تارکوع. واما اگر شروع به برخاستن کند , ديگر نمی شود
به اوملحق شد . واما دررکعتهای ديگر نماز نرسيدن به رکوع امام ,نماز
وجماعت را باطل نمی کند . پس اگر نماز گزاری که درحال خواندن رکعت
دوم ويا سوم ويا چهارم نماز خويش درجماعت است وقتی به رکوع برود که
امام سر برداشته ,نه نمازش باطل ميشود ونه جماعتش .
مسأله8 – اگر نيت اقتدا کند وتکبيره الاحرام رابگويد ولی قبل از
اين که او به رکوع برود , امام سر از رکوع بردارد ,مي تواند نمازش
را فرادی بخواند ومي تواند ايستاده صبر کند تارکعت بعد ,وآن رکعت
را رکعت اول نماز خود حساب کند ؛بشرطی که امام درنمازش آنقدر کند
نباشد که ديگر عنوان اقتدا صدق نکند . وگرنه صبر کردن جائز نيست
وبايد نماز را فرادی بخواند .
مسئله9 – اگر امام را دردو رکعت آخر نماز درک کند وقبل از رکوع
امام داخل درنماز شود ,براو واجب است حمد وسوره را بخواند . واگر
امام اين مقدار به او مهلت نداد سوره را رها کند . واگر از اول
بداند که اگر داخل نماز شود بخواندن حمد هم نمی رسد ,احتياط آن است
که داخل نشود تا امام بر رکوع برود. آن وقت تکبيره الاحرام بگويد
ورکوع کند . ودراين صورت ديگر حمد وسوره براو واجب نيست .
مسأله10 – بر مأموم واجب است که امام را درهمة افعال نماز متابعت
کند . به اين معنا که جلوتر از امام هيچ عملی را انجام ندهد واز
امام خيلی عقب هم نيفتد .
مسأله11 – اگر سهواً قبل از امام سر از رکوع ويا سجده بردارد ويا
خيال مي کرده که امام سربرداشته , براو واجب است دوباره بررکوع ويا
سجده برگردد . واين زيادی رکن , نماز را باطل نمي کند . واگر
برنگردد گناه کرده ولی نمازش صحيح است . البته اين دروقتی است که
واجبات رکوع وسجود را انجام داده باشد .
مسأله12 – اگر درحالی که مشغول خواندن نافله است نماز جماعت برقرار
شود وترس آن را داشته باشد که به جماعت نرسد , مستحب است نافله را
قطع کند . واگر مشغول خواندن نماز واجب فرادی است , مستحب است عدول
به نافله کند وسپس نافله را دردو رکعتی سلام بدهد . ومعلوم است که
اين در جائی است که نماز واجب بيش از دو رکعت نخوانده باشد , واما
اگر به رکعت سوم يا چهارم رسيده باشد , ديگر جای عدول نيست. |
|