بعثت سرآغاز راه هدایت

بعثت سرآغاز راه هدایت

سلام بر بعثت، روز برانگیخته شدن خاتم رسولان و نقطه تحول انسان. درود بی پایان خداوند بر مردی که از تبار ابراهیم بود؛ آن سان که بت و بت خانه را شکست. هستی ما نثار تو، ای پیام آور رحمت و صاحب خُلق عظیم! بعثت تو باران ناگهان رحمت بود که با قطره های خود این بوستان غمناک را نمناک کرد و شکوفه های لب فروبسته را شکوفا ساخت. زمین و اهل آن که بر اثر جهل و خرافات پیر شده بود، شاد شد و جوانی یافت و کاینات، وجودی تازه یافت. بعثت نور و تابش فروغ شمع الهی، جان ها را روشن و تن ها را بهاری کرد و شاخه شاخه گل پرورید و گلستان پدید آورد و بهار آفرینش آغاز شد.

بیست و هفتم رجب سالروز بعثت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و آخرین فرستاده الهی است؛ بعثتی كه خدا آن را منتی بر مومنان می داند و در آیه 164 سوره آل عمران می فرماید: لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ

خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

روز مبعث روز تولد ارزش های الهی و انسانی كه در تاریكی جاهلیت‌های شیطانی رو به خاموشی نهاده بود و در چنین روزی سروش الهی از زبان جبرئیل به بهترین بنده و پیام آورش در جبل النور طنین انداز شد و پیامبر اكرم (ص)كه تا آن زمان حضور در خلوت انس را در غار حرا تجربه می كرد، با پیام «اقرأ» هدایتگر تمام انسان ها تا روز قیامت شد.

امیرمومنان علی (ع) كه بارها شاهد نزول جبرئیل بر رسول خدا(ص) بودند در نهج البلاغه اینگونه می‌فرماید: «خداوند، پیامبر را هنگامی مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پیامبران پیشین مدت‌ها گذشته بود و ملت‌ها در خواب عمیقی فرو رفته بودند. فتنه و فساد، جهان را فرا گرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه‌ جا زبانه می‌كشید. دنیا، بی‌نور و پر از مكر و فریب گشته بود. برگ‌های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبود. آب حیات فرو خشكیده و نشانه‌های هدایت، كهنه و ویران شده بود. پرچم‌های هلاكت و گمراهی آشكار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می‌نگریست و با چهره عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می‌گشت».

بعثت پیامبر اكرم(ص) در چنین روزی مسیر تاریخ را تغییر داد تا مُهری بر پایان بت پرستی و جهل و فساد و همچنین فرو ریختن كاخ های ستمگران و مشركان جهان باشد و انسان غرق در مادیات و شهوات را با دنیای معنوی و جهان آخرت آشنا و وظایف او را یادآوری كند كه سعادت دنیا و آخرت در سایه تقوای الهی به دست می آید.

از زبان دوست

هُوَ الّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ. (جمعه: 2)

اوست خدایی که در میان جمعیت درس نخوانده، پیامبری را از خود آنان مبعوث کرد، تا آیات الهی را بر آنان بخواند و آنان را پاک سازد و کتاب و حکمت تعلیم دهد، هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.

قرآن کریم، سند جاودانگی بعثت است. بعثت، همزاد قرآن است و با قرآن آغاز می شود. خداوند در قرآن، از بعثت پیامبران و اهداف آن سخن به میان آورده است. در آیه دوم از سوره جمعه، نکته هایی درباره بعثت پیامبران وجود دارد که به برخی اشاره می کنیم:

  1. هو الذی بَعَثَ: برانگیزاننده پیامبران، خداوند است. به بیان دیگر، بعثت پیامبران، به ویژه پیامبر اسلام با آن ویژگی هایی که جز از راه اعجاز نمی توان تفسیر کرد، نشان عظمت خداوند و شاهکار آفرینش اوست.
  2. فی الامیین: علم نبوت و رسالت در کتاب ها نیست، بلکه علم لَدُنی و از سوی خداوند است. پیامبر اسلام از میان قشر درس نخوانده برخاست و همین مسئله، دلیل حقانیت اوست؛ زیرا کتابی مانند قرآن با آن همه محتوای عظیم و ژرف نمی تواند زاییده فکر بشر باشد.
  3. رسولاً منهم: پیامبران از قشرهای متوسط یا پایین جامعه و از جنس خود مردم اند.
  4. یتلوا علیهم: مطالعه آیات الهی، مقدمه و لازمه تزکیه نفس است. انسان در پرتو قرآن از هرگونه شرک، کفر، انحراف و فساد، پاک و پاکیزه می شود و کتاب و حکمت می آموزد.
  5. یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ: پاک شدن صحیفه دل، مقدمه تعلیم آیات الهی است.
  6. در آیه شریفه یادشده، هدف بعثت در سه امر خلاصه شده است: یکی جنبه مقدماتی دارد و آن، تلاوت آیات الهی است که با تلاوت آن، جهان تازه ای پیش چشم جهانیان باز شد و مردم با حقایق زندگی آشنا شدند. دو قسمت دیگر؛ یعنی تهذیب و تزکیه نفس و تعلیم کتاب و حکمت، دو هدف بزرگ و نهایی را تشکیل می دهد. [1]

جرعه ای از کلام نور

  1. پیامبر اکرم(ص) :اِنَّما بُعثِتُ لِاُتَمَّمَ مَکارِمَ الأخلاقِ.[2]

من مبعوث شدم تا بزرگواری های اخلاقی را کامل کنم.

  1. پیامبر اکرم(ص):بُعثِتُ بِمَکارِمِ الأخلاقِ و مَحاسِنِها.[3]

من برای مکارم و نیکی های اخلاقی مبعوث شدم.

  1. امام علی(ع) : …الی أن بَعَثَ اللهُ سبحانَهُ محمداً رَسولَ اللهِ لإنجازِ عِدَتِهِ و إتمامِ نُبُوَّتِهِ.[4]

…تا اینکه خداوند سبحان، محمد پیامبر خود را فرستاد تا وعده خویش را به انجام رساند و سلسله نبوتش را کامل کند.

  1. امام مهدی(عج) :إن اللهَ بَعَثَ مُحَمَّداً رحمةً لِلعالَمین و تَمَّمَ بِهِ نِعمَتُه.[5]

خداوند، محمد را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان باشد و نعمت خود را تمام کند.

  1. امام علی(ع) :خداوند او را در زمانی فرستاد که روزگاری بود پیامبری برانگیخته نشده بود. مردم در خوابی طولانی به سر می بردند. فتنه ها بالا گرفته و کارها پریشان شده بود. آتش جنگ ها شعله می کشید، دنیا بی فروغ و پر از مکر و فریب گشته، برگ های درخت زندگی به زردی گراییده و از به بار نشستن آن قطع امید شده بود.[6]
  2. پیامبر اکرم(ص): بُعِثتُ بِالحَنفیَّةِ السَمَحةِ السَّهلَةِ.[7]

من بر اساس آیین پاک ابراهیم(ع) که سهل و آسان است، مبعوث گردیده ام.

  1. پیامبر اکرم(ص) اِنَّ اللهَ اَرسَلِنی مُبَلَّغاً و لم یُرسِلَنی مُتَعَنِّتاً. [8]

خداوند مرا برای تبلیغ و پیام رسانی فرستاده، نه برای سرزنش و تحمیل و مشقت آفرینی.

اهداف بعثت پیامبران

نخستین و اساسی ترین هدف بعثت پیامبران، دعوت به توحید و یکتاپرستی و نفی هرگونه شرک و طاغوت است. قرآن کریم می فرماید: «ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید».[9]

هدف دیگر بعثت پیامبران، اصلاح فرد و جامعه در تمام جنبه هاست. در زمینه اصلاح اجتماعی، مهم ترین کار پیامبران الهی را می توان در از میان بردن ارزش های جاهلی و کاذب و معیارهای نادرست و جایگزینی ارزش های الهی دانست. یکی دیگر از مهم ترین هدف های بعثت پیامبران، اقامه قسط و عدل در جامعه است. پیامبران مبعوث شدند تا با اجرای احکام الهی و سیراب کردن تشنگان عدالت از منبع فیض الهی، زندگی بشری را رنگ الهی بزنند.

خداوند بزرگ با بعثت پیامبران، با انسان ها اتمام حجت کرده است تا عذر و بهانه ای برای آنان وجود نداشته باشد. عقل انسان، پیامبر درونی و یکی از دو حجت خداوند به شمار می آید، ولی فعالیت های عقلی، خالی از تردید و شک نیست. پس جای این گفته برای انسان وجود دارد که: خدایا! اگر حجت خود را می فرستادی، ما از او پیروی می کردیم و فرد شایسته ای می شدیم. ازاین رو، قرآن فرموده است: «ما هرگز قومی را مجازات نمی کنیم، مگر اینکه پیامبری مبعوث کرده باشیم».[10]

بعثت پیامبر اسلام و جهانی سازی

پایه و اساس همه ادیان یکی است، ولی جهانی ساختن و برتری بخشیدن به دین خدا، تنها به دست پیامبر اسلام انجام گرفته است. پیامبر اسلام مبعوث شد تا کار ناتمام پیامبران پیشین را به کمال برساند. نکته مهم این است که ادیان دیگر نمی توانستند مانند اسلام، برنامه های کامل و جاودانی ارائه کنند؛ چون ادیان گذشته برای مخاطب و زمان خاصی فرستاده شده بودند و قابلیت جاودانگی و در نتیجه، جهانی شدن را نداشتند. پس با گذشت زمان دچار تحریف شدند. بنابراین، پیامبر اسلام مبعوث شد تا برنامه کاملی برای انسان به ارمغان آورد. منظور از غالب بودن و غلبه اسلام، غلبه آن در بعد نظامی، سیاسی، منطق و استدلال و محتواست.[11]

کوتاه و گویا

بعثت، انقلاب بزرگ بر ضد جهل، گمراهی، فساد و تباهی است.

مبعث، پیام آور عدالت و کرامت انسانی است.

پیام مبعث، خروج انسان از ظلمت و حرکت به سوی نور است.

بزرگ ترین و زیبا ترین ره آورد مبعث، قرآن کریم است.

بعثت، تجلی انوار الهی طلوع خورشید درخشان خاتمیت است.

عید سعید مبعث، آغاز راه رستگاری و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، بر همگان مبارک باد.

بعثت محمد مصطفی(ص)، تفسیر چگونه زیستن برای انسان است.

معنویت و توجه به مبدأ آفرینش میوه بعثت رسول الله است.

بعثت، روز توحید و آزادگی است. روزی که با بعثت محمد(ص)، جهانی مبعوث شد.

بعثت، انفجار نور درخشان الهی، در ظلمات جهل و خرافات بود.

بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی حد او بر زمینیان است.

بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت، روز شکست اهریمن و شرک و روز جهانی شدن دین اسلام است.

بعثت، بهار آفرینش است.

 

اعمال و مستحبات شب و روز مبعث

در کتاب شریف مفاتیح الجنان به برخی اعمال و مستحبات شب و روز مبعث اشاره شده که عبارت است از: غسل، روزه گرفتن، بسیار صلوات فرستادن، خواندن زیارت حضرت رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع)، خواندن نمازهای مستحب و دعاها که علاقمندان را  می توانند به این به کتاب شریف مراجعه کنند.

 

 شعر بعثت

خاستگاه نور (موسوی گرمارودی)

غروبی سخت دلگیر است و من بنشسته ام اینجا

کنار غار پرت و ساکتی تنها

که می گویند: «روزی روزگاری، محیط وحی خدا بوده است،

و نام آن حرا بوده است

برون از غار، ذهن خسته و تنهای من، چون مرغ نوبالی

کنار غار، از هر سنگ، هر صخره، پَرَد بر صخره ای دیگر

و می جوید به کاوش های پی گیری، نشانی های مردی را

و پیدا می کنم گویی نشانی ها که می جویم:

همان است، اوست

یتیم مکه، چوپانک، جوانک، نوجوانی از بنی هاشم

و بازرگان راه مکه و شامات

امین، آن راستین، آن پاکدل، آن مرد

و شوی برترین بانو؛ خدیجه

نیز آن کس کو سخن جز حق نمی گوید و غیر از حق نمی جوید

و بت ها را ستایشگر نمی باشد

و اینک این همان مرد اَبَرمرد است

«محمد» اوست.

ردایی بر تن است او را،

و می بینم که بنشسته ا ست چونان چون همان ایام

همان ایام کاین ره را بسا بسیار می پیمود،

و تنها می نشست اینجا

غمان مکه مشؤوم آن ایام را با غار می نالید…

و می بینم تو گویی رنگ غمگین کلامش را، که می گوید:

«خدای کعبه»، ای یکتا!

درونم را پذیرا باش، ای برتر و بشنو آنچه می گویم

پیام درد انسان های قرنم را ز من بشنو

پیام تلخ دختر بچگان خفته اندر گور

پیام رنج انسان های زیر بار وز آزادگی مهجور

پیام آن که افتاده است در گرداب

خدای کعبه، ای یکتا!

فروغی جاودان بفرست، کاین شب ها بسی تار است…

بدین هنگام

کسی، آهسته، گویی چون نسیمی، می خزد در غار

محمد را صدا آرام می آید فرود از اوج

و نجواگونه می گردد، پس آنکه می شود خاموش.

و من در فکر آنم کاین چه کس بود، از کجا آمد؟!

که ناگه این صدا آمد:

«بخوان»!….

اما جوابی برنمی خیزد.

محمد سخت مبهوت است گویا، … کاش می دیدم!

صدا با گرم تر آوا و شیرین تر بیانی باز می گوید:

«بخوان»!…

اما محمد همچنان خاموش

پس از لختی سکوت اما که عمری بود گویی گفت:

«… من خواندن نمی دانم!»

همان کس باز پاسخ داد:

بخوان!»

و او می خواند، اما لحن آوایش،

به دیگرگونه آهنگ است،

صدایی گو خدارنگ است

می خواند

درودی می تراود از لبم بر او

درودی گرم

غروب است و افق گلگون و خوش رنگ است

و من بنشسته ام اینجا؛ کنار غار پرت و ساکت تنها

که می گویند: «روزی، روزگاری محیط وحی خدا بوده است

و نام آن حرا بوده است»…

 

حادثه ای ناگهان  (سودابه مهیجی)

بر شانه های خواب زمانه تکان شدی

در متن خاک، حادثه ای ناگهان شدی

جاری شدی ز قله بی شبهة حرا

جبریل شعله کرد، تو آتش فشان شدی

در کامِ لال ماندة انسانِ پایمال

فریاد اعتراض نشاندی، زبان شدی

بعد از چقدر کفر که ایمان بعید بود

پیغام وحی رو به زمین و زمان شدی

ناگفته بود سوره به سوره حدیث حق

ناگفته های سبز خدا را دهان شدی

هرجا امیدِ هستی از آسمان گسست

با دست خویش سمت خدا پلکان شدی

هرکس تو را گواه دل خسته اش گرفت

با گریه های بی کسی اش مهربان شدی

اینک منم: روایت در راه ماندگی

اینک تویی که بغض مرا گوش جان شدی

با این همه گناه زمین گیر و روسیاه

تنها تویی که سهم من از آسمان شدی

این سجده های یکسره را مستجاب کن

درمان زخم های دلم را شتاب کن

پی نوشتها:

 [1]. عبدالرحیم گواهی، کوثر: برداشت هایی از قرآن کریم، تهران، آفتاب توسعه، 1381، ج 2، ص 669.

 [2]. بحارالانوار، ج 16، ص 210.

[3]. همان، ص 287.

 [4]. نهج البلاغه، خطبه 1.

[5]. بحارالانوار، ج 53، ص 194.

[6]. نهج البلاغه، خطبه 89.

[7]. بحارالانوار، ج 65، ص 319.

 [8]. کنزالعمال، ج 3، ص 33.

[9]. نحل: 36.

[10]. اسراء: 15.

[11]. سبحان عصمتی، «اهداف بعثت پیامبر اعظم(ص) از نگاه قرآن کریم»، روزنامه کیهان، 30/5/1385، ص 6.

پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹