عناصر حاضر در واقعه عاشورا

عناصر حاضر در واقعه عاشورا را بر اساس میزان نزدیكى و دورى به حضرت امام حسین(ع)، مى توان چنین فهرست كرد:

*اصحاب امام

نزدیك ترین جریان به امام، افرادى هستند كه قبل از حادثه عاشورا به شهادت رسیدند. در این جریان مى توان چهره هاى درخشانى چون میثم تمار، هانى بن عروه، مسلم بن عقیل و قیسر بن مسهر را نیز مشاهده كرد كه پیش از عاشورا شهید شدند و شهادت آن ها، مقدمه فاجعه كربلا بود. در روز عاشورا نیز ابتدا اصحاب با یكدیگر عهد كردند كه روزدتر از بنى هاشم به میدان بروند و در نهایت با شهادت ایشان، از بنى هاشم نیز نخست، حضرت على اكبر(ع) به شهادت رسید. پیشتاز اصحاب حضرت، در مقام و مرتبت حضرت اباالفضل العباس(ع) است.

در میان یاران حضرت، با افراد دیگرى هم مواجه هستیم كه قبلا با امام نبودند. اما با این كه سرنوشتى متفاوت داشتند، بالاخره تا روز عاشورا، به صف حق پیوستند.

از افراد این جریان، «زهیر بن قین»، اساسا شیعه نبود و به حقانیت «عثمان» باور داشت و نهایتا به امام ملحق شد.

هم چنین «حر بن یزید ریاحى» در نقطه تقابل با امام بود و اولین كسى بود كه قواى حضرت را در كربلا محاصره كرد. اما نهایتا به طریق حق رسید و به فیض شهادت در ركاب حضرت نائل آمد. از افرادى دیگرى چون «سعد بن سعد» و «ابوالتهوف بن سعد» یادشده كه ابتدا در میان دشمنان حضرت بودند اما بعد توبه كردند و به حضرت ملحق شدند.

هم چنین مى توان به یك مسیحى اشاره كرد كه نام او را «وهب» یا «ابو وهب، بن عبدالله بن جناب بن عِمیر كلبى» نوشته اند و با نوعروس و مادرش به كربلا آمدند. وقتى او شهید شد، سرش را نزد مادرش انداختند تا او را بیشتر برنجانند و «ام وهب» باز سر را نزد دشمنان انداخت و گفت: «چیزى را كه در راه خدا داده ام، پس نمىگیرم!»

در میان اصحاب امام با طیف دیگرى مواجه هستیم كه به دلایل مختلف به كربلا نرسیدند و در این واقعه نقش مستقیم نداشتند. ازجمله ایشان «عبدالله بن جعفر بن ابى طالب» همسر زینب كبرى(س) است و نیز «محمد حنفیه» برادر حضرت سیدالشهدا(س) كه حضرت براى او وصیت نامه مشهور را مرقوم فرمودند. هم چنین «مختار ثقفى» كه به دلیل حبس، توفیق حضور در كربلا نداشت. درباره علل حضور نیافتن برخى از اصحاب در كربلا، دلایل گاه قابل قبولى آمده است.

اما گروهى دیگر از اصحاب بودند كه آشكارا در دفاع از قیام حضرت تعلل كردند و با وقت نشناسى، به حمایت از مسلم وهانى و سپس شخص امام قیام نكردند و نهایتاً در قالب «جنبش توابین» كوشیدند؛ كوتاهى سابق را جبران كنند. بزرگ این قوم «سلیمان بن صُرد» است. شاید اگر آنان به موقع در صحنه حضور مى یافتند نه كار مسلم به شهادت منتهى می شد و نه واقعه كربلا رخ مى داد. به ویژه آن كه مى دانیم جمعیت آن ها كثیر هم بود و تا چند هزارنفر ذكر شده است كه در قیام توابین به شهادت رسیدند. نیز؛ «ابن زیاد» در ابتداى منازعه با مسلم در كوفه، موقعیت بسیار متزلزلى داشت و با كمترین تحرك «سلیمان» امارت ابن زیاد تثبیت نمى شد.

*افراد بى خاصیت

گروهى در واقعه كربلا بودند كه در دو سوى منازعه، جانب هیچ گروهى را نگرفتند و پى زندگى خود بوده و به تعبیر امروزى تر، كاملا میانه رو بودند. بارزترین این افراد، گروهى ساربان بودند كه شتران و مركب هاى خود را به حضرت كرایه داده بودند و تا كربلا با حضرت آمدند. بعد هم دستمزد خود را گرفتند و پى راه خود رفتند. در برخى از روایات از ساربانى یادشده است كه بعد از شهادت حضرت، شب هنگام نزد پیكر آن بازگشت و كمربند ایشان را به سرقت برد.

پنجشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۷