ما چه سنخیتی با امیر مؤمنان داریم؟! همین که ایشان را دوست داریم کافی است؟!

ما چه سنخیتی با امیر مؤمنان داریم؟! همین که ایشان را دوست داریم کافی است؟!

امام موسی صدر

همین که او را دوست داریم، کافی است؟ محبت، تبعیت و پیروی را آسان‌تر می‌کند، ولی کافی نیست، بلکه به عکس، مسئولیت ما را بیشتر می‌کند، زیرا مسئولیت کسی که محبت امام در دل اوست، بیشتر از کسی است که امام را دوست ندارد و یا نمی‌شناسد

کاری که ما می‌کنیم، این است که امام را باعظمت جلوه می‌دهیم، سپس او را مانند کالاهای لوکس و دکوری به نمایش می‌گذاریم و به وجودش افتخار می‌کنیم، اما ما چه می‌کنیم؟ وقتی می‌گوییم علی امام من است، امام یعنی چه؟ امام جماعت چه کسی است؟ کسی است که وقتی تکبیر می‌گوید، باید تکبیر بگوییم؛ وقتی به رکوع می‌رود، باید به رکوع برویم؛ وقتی به سجده می‌رود، باید به سجده برویم. این یعنی امام، یعنی کسی که باید از او تبعیت کنیم. این‌گونه نیست؟

امیر مؤمنان (ع) از این راه می‌رود و ما از راه دیگر، آن‌گاه او را امام خود می‌خوانیم. این دروغ و افترایی بیش نیست. امام در لغت یعنی تراز جیوه‌ای، یعنی ابزاری که راستی و کجی دیوار را نشان می‌دهد. امیر مؤمنان هم طبق تفسیر قرآن «القِسطاس المُستَقیم» است، یعنی وسیلۀ سنجش راستی و انحراف ماست.

«قسطاس» یعنی چه؟ وقتی می‌خواهیم شکر و برنج را وزن کنیم با ترازو وزن می‌کنیم؛ وقتی می‌خواهیم دمای هوا را اندازه بگیریم با دماسنج اندازه می‌گیریم؛ اما وقتی می‌خواهیم انسانی را بسنجیم، او را با امیر مؤمنان می‌سنجیم [این یعنی القسطاس المستقیم.] ما شیعه و پیرو علی بن ابی‌طالبیم و مردم اعمال ما را به حساب او می‌گذارند.

اگر کسی وارد (لبنان) شود و بخواهد علی بن ابی‌طالب (ع) را از طریق پیروان او، نه از راه مطالعۀ کتب، بشناسد، به ما نگاه می‌کند. شما را به خدا، آیا وضعیت ما امام را آن‌گونه که هست به مردم معرفی می‌کند؟!

 

چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۷