نشست بين الاديان

نشست بين الاديان

باسمه تبارک و تعالی

در ادامه برگزاری جلسه های گفتگو و مباحثه در بين اديان آسمانی، در راستای تفاهم و درک متقابل از اشتراک ها و زمينه های همکاری، “نشست بين الاديان”روز جمعه 11 اسفند 1391 برابر با 1 مارس 2013 از ساعت 18 تا 21 با موضوع رنج و سعادت با حضور و سخنرانی حجة الاسلام و المسلمين جناب آقای منتظری امام و رئيس مرکز اسلامی امام علی(ع) وين، خانم دکتر بريگيته پروکش، تئولوگ مسيحی و آقای ميشائل اينگبر، دانشمند و استاد يهودی به عنوان سخنران و هم چنين حضور جمعی از کارشناسان مسيحی و مسلمانان در مرکز شيعيان اتريشی برگزار شد.
در اين نشست صميمی، ابتدا آياتی از قرآن کريم با ترجمه آلمانی قرائت شد.
سپس خانم دکتر بريگيته پروکش، تئولوگ مسيحی، با توجه به موضوع رنج و سعادت در دين مسيحيت سخنرانی خود را آغاز و بر تداوم روند گفتگوهای بين الاديان و حفظ روابط فيما بين، تأکيد نمود.
در ادامه آقای ميشائل اينگبر، دانشمند و استاد يهودی با اشاره به مفهوم رنج و شادی از ديدگاه دين يهود به اهميت شادی در اين دين ابراهيمی اشاره نموده و بر اهميت اين مسئله در دوره معاصر و تبيين اخلاق مشترک جهانی بر محور اديان تأکيد نمود.
در ادامه نشست، حجة الاسلام و المسلمين جناب آقای منتظری امام و رئيس مرکز اسلامی امام علی(ع) وين، ضمن تشکر و خوش آمد گويی به حضار پيرامون موضوع رنج و سعادت در دين مبين اسلام به شفاف نمودن مفاهيـم کليـدی ” لذّت ” ، ” سعادت “، ” رنج ” و “دين” پرداختند.
متن سخنرانی حجة الاسلام و المسلمين جناب آقای منتظری به شرح زير می باشد:
باسمه تبارک و تعالی
آيا زندگی دين مدارانه، زندگی همراه با ” رنج ” و حرمان از ” لذّت ” است؟ آيا اساساً دين و بهره مندی از دنيا با همه جذابيّت ها و کشش های آن درتناقض است ؟ به عبارت ديگر آيـا امنيّت، سلامـت، ثـروت، رفـاه، نشاط، مطبـوع بـودن هرچـه بيـشترزنـدگی و آرامـش همه جانبـه و در يک کـلام زندگـی فرح بخش و رهايی از رنج ها و سختی ها با حياتی بر اساس آموزه های دينی يک پارادوکس است!
اين جانب مايل ام از رهگذر پاسخ به اين سؤال اصلی، جواب روشن، علمی، منطقی و در عين حال ملموس و عينی به: چيستی لذّت وسعادت و راه کارهای تحصيل، ماندگاری و افزايش بهره وری آن در زندگی و نيز واکاوی ماهيت رنج و چگونگی سايه گستری آن بر ابعاد مختلف و متنوّع حيات بشر؛ بدهم.
قبل از ورود بـه بحث ابتـدا لازم است مفاهيـم کليـدی ” لذّت ” ، ” سعادت “، ” رنج ” ودين را بـه دقّت تبيين کنيم تا ضمن پاسخ شفّاف به سؤال های مطرح شده از هرگونه کلّی گويی و ابهام پرهيز کنيم.
• تعريف دين: هرچند متفکّران و انديشمندان تلاش فراوانی در ارايه تعريف از دين کرده اند و هريک از منظری خاصّ به دين نظرکرده اند و در نهايـت تعريفی هم سـو با زاويۀ نگرش خويش ارائـه کرده اند امّـا بطور مشخّص منظور ما از ” دين ” عبارت است از ” مجموعه ای از آموزه های اعتقادی، اخلاقی و عملی که پيامبران الهی از جانب خداوند برای هدايت بشر آورده اند “.
با اين حساب مقصود ما از دين در اين مقاله تنها ” اديان الهی ” چون يهوديت، مسيحيّت و اسلام است نه ” اديان بشری “.
• تعريف لذّت: چيستی اين مفهوم ازمسايل کهن تأثير گـذار و در عين حال مناقـشه انگيز در طول تاريـخ بشر بوده است و از دير زمان تا کنون توجّه مکاتب مختلف فلسفی، اخلاقی، جامعه شناسی و روانشناسی به آن معطوف بوده است. امّا مراد ما از اين مفهوم به طور مشخّص عبارت است:
” ادراک آنچه ملايم با طبع است” ؛ که بطور طبيعی اين ادراک، می تواند عـقلی، وهـمی، حسـی و خيالی باشد و نيز به اعتباری ديگر می تواند دنيوی ( جسمانی و ناپايدار ) و ُاخروی ( روحانی و پايدار ) باشد و افراد با مراتب مختلف وجودی به ميزان متفاوت از آن بهره مند شوند.
با اين حساب؛ لذّت با ” شهوت ” د رتعريف تفاوت خواهد داشت. چه اينکه شهوت در اصطلاح اخلاقی و عرفانی به ” رغبت و ميل مفرط در تأمين خواهش های نفسانی در چهار حوزۀ خوردن، سخن گفتن، نگاه کردن و هم آغوشی نمودن” گفته می شود. با اندک تأملّی به خوبی روشن می شود که به لحاظ مصاديق، تمامی افرادی که زير مجموعه ی شهوت قرار دارند عضوی از خانواده لذّت هم هستند امّا همـه مصـاديق لذّت لزوماً عضوی از مجموعۀ شهوت نخواهند بود.
بر اسـاس همين تفاوت نيـز گاه مـصداقی از لـذّت ( حرام خواری ) در اديـان الـهی غير جايز و گـاه مصداقی از شهوت ( هم آغوشی با همسر ) جايز دانسته شده است.
• تعريف رنج : هرچند درخصوص اين مفـهوم نيز تعاريف متعـدد و مختلفی به خصوص از سـوی روان شناسان ارائه شده است امّا مراد ما از رنج در اين مقاله به طور مشخّص ” احساسی است درونی که بر اثر دور افتادن از وضع مطلوب برای انـسان حاصل می شود ” که طبـعاً چنين احساسی می تواند در سـاحت جسم و يا در ساحت روح انسان مطرح شود.
بر اين اساس رنج های بشر را می توان به اقسام گوناگونی از جمله به عمومی ( رنج هايی که برای نوع بشر مطرح است مانند:
احساس تنهايی، فقدان عدالت ) و اختصاصی ( رنج هايی که برای فرد يا افرادی مشخص وجود دارد مانند: درد دندان، از دست دادن عزيزی ) واقسام گوناگون ديگر تقسيم کرد.
• تعريف سعادت: از آنجايی که انسانها همواره در پی رسيدن به خوشبختی و سعـادت بوده اند به طـور طبيعی يکی از کنجکاوی مستمر ايشان در طول تاريخ راه رسيدن به آن بوده است. انسان ها بر اسـاس فرهنگ ها و محيط های پيرامونی مختلف، تعاريف متنوّعی از سعادت ارائه کرده اند. مراد ما از مفهـوم سعادت در اين مقاله عبارت است از: “نوعی احساس درونی که در صورت نيل انسان به هر نوع کمال ممکن که او استعداد و شايستگی رسيدن به آن را از راه استفـاده سالم از نيروهای مختلف مـادی و معـنوی که پـروردگار در اختيار قرار داده اسـت حاصل می شود” تلاش برای رسيدن به اين احساس درونی نه تنها امری فطری و مشترک بين همۀ انسان ها است بلکه به نظر اديان الهی اساساً هدف از خلقت جهان و انسان رسيدن وی به سعادت و کمال شايسته او است.
• آيا دين ملازم با رنج و حرمان است؟
با عنايت به مقدّمه ای که گذشت اکنون به بحث دربارۀ سؤال اصلی می پردازيم:
” آيا زندگی بر اساس آموزه های دينی با حرمان از لذت و رنج ملازمه دارد؟ و يا به عبارت ديگرآيا بهره مندی از زيبائيها و خوشی های دنيا با از بين رفتن احساس رنج تلازم و احساس لذت و با زندگی دين مدارانه تنافی دارد؟
به اعتقاد ما پاسخ به اين سؤال نه تنها منفی است بلکه اساساً لذّت پايدار و رهايی بشر از رنج و نيل او به سعادت جز از طريق التزام عملی و صادقانه به آموزه های دينی ممکن نيست زیرا لذّت هنگامی جامۀ تحقّق می پوشد که:
اولاً: پايدار باشد بدين معنا که آنی و زود گذر نباشد.
ثانياً: به دنبال خود رنج هايی به مراتب عميق تر از لذّت ايجاد در انسان پديد نيآورد.
ثالثاً: انسان را از درک لذّت های کامل تر، جامع تر، برتر و مطبوع تر باز ندارد.
به نظر اينجانب با نگاهی گذرا به کار کردهای بی بديل ” اين جهانی ” و ” فراين جهانی ” دين برای زندگی انسان در سه حوزۀ روانشناختی و معرفتی و اجتماعی که در پی خواهد آمد به خوبی روشن خواهد شد که دين تنها راه رهايی از رنج و رسيدن به لذّت و سعادت است هرچند بسياری از انسان ها در نگاهی سطحی خلاف آن را فهم می کنند و بر اساس آن عمل می کنند!!
صحّت اين ادّعا را نه تنها بحث نظری حاضر به طور استدلالی اثبات می کند بلکه واقعيت های خارجی و آمارهای وحشتناک مراکز رسمی و بين المللی مبنی بر روند رو به رشد انواع بيماری های روحی و روانی و در رأس آنها افسردگی، اضطراب، احساس تنهايی، پوچی، سست شدن بنياد خانواده در همه ابعاد آن در جوامع پيشرفته و صنعتی گواه روشنی بر اين واقعيت می باشد.
کارکردهای دين

درنگاه نخستين می توان گفت کارکردهای دين به دو ساحت اساسی حيات انسان مربوط می شود:
1- حيات اينجهانی؛
2- حيات فرا اينجهانی؛
مهمترين کارکردهای دنيايی دين را به طور خلاصه در سه عرصه روانشناسی، معرفت و دانايی و حوزه مناسبات انسانی و اجتماعی عبارت است از:
کارکردهای روانشناختی:
1- معنا بخشيدن به حيات؛ از مهمترين کارکردهای اساسی دين، تبيين معنای زندگی است. هر انسانی از خود می پرسد که زندگی برای چيست؟ درد و رنج و مرگ و ميرها چه معنا دارد؟ و در مجموع آيا جهان ارزش زيستن دارد يا نه؟ يافتن پاسخی صحيح در برابر اين پرسش ها زندگی ساز است و ناکامی در برابر آن زندگی سوز. دين با تبيين جاودانگی، حکمت و هدفمندی هستی و جهت گيری رو به خير و کمال و تعالی آن ، در پرتو تدبير خداوند حکيم و رحمان و رحيم، خرد پذيرترين و دلپسندترين معنا از حيات انسان و جهان را به دست می دهد.
پاره ای از بروندادهای روانشناختی تفسير دينی حيات عبارت است از:
1- احساس خوش بينی و رضايت؛
2- مطبوع سازی زندگی در مجموعه هستی؛
3- ايجاد اميدواری؛
4- مسئوليت پذيری؛
5- نشاط و حرکت.
درون چنين فردی انباشته از عقده ها و کينه هاست. او هرگز به فکر اصلاح خود نمی افتد، از جهان لذت نمی برد و هستی برای او زندانی هولناکاست که يا بايد از چنگ آن بگريزد. و يا با رنج و سختی آن را تحمل کند.
2- انسجام و تعادل شخصيت؛ در وجود انسان تمايلات و گرايش ها و غرايز گوناگونی وجود دارد که گاه در تعارض و تضاد با يکديگر قرار می گيرند.
کشاکش طوفان غرايز و ناتوانی در ايجاد توازن و هماهنگی بين آنها به اختلال شخصيت می انجامد. دين نقش مهمی در هويت بخشی، ايجاد تعادل بين اميال و غرايز، اولويت گذاری و برقراری نظام طولی بين آنها، رهايی از آشفتگی و هماهنگ سازی افکار و احساسات دارد و در نتيجه به ايجاد و حدت و انسجام شخصيت می انجامد.
3- بهداشت ، سلامت و آرامش روان؛ يکی از نيازهای مهم انسان، سلامت و آرامش روان است. در دنيای کنونی عليرغم پيشرفت های خيره کننده علمی و تکنولوژيک، روز به روز اضطراب، دلهره، افسردگی و ناآرامی بيش از پيش بر انسان چيره شده و حاجت به آرامش روحی و روانی بيشتر احساس می شود.
نقش دين در سلامت و آرامش روان از جهات مختلفی حايز اهميت است.
در اين باره تحقيقات انجام شده توسط روان شناسان قابل توجه است:
الف. دينداری و تحمل فشارهای روانی؛ تحقيقات انجام شده نشان می دهد انگاره های دينی نقش مؤثری در تسکين دردهای روحی، کاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی دارند و افراد مذهبی از ناراحتی روانی بسيار کمتری رنج می برند.
ب. دينداری و افسردگی؛ بر اساس تحقيقات، بين دين و افسردگی، استرس و اضطراب نسبت معکوس وجود دارد. اين مسئله در عصر حاضر مورد توجه بسياری از روانشناسان و انديشمندان است.
ج.دينداری و کاهش بزهکاری؛ بررسی های گواه بر آن است که بين دينداری و بزهکاری و جرم و جنايت رابطه منفی وجود دارد و رفتارهای مذهبی می تواند بين آنها تمايز افکند.
د. دينداری و کاهش مصرف الکل و مواد مخدر؛ براساس تحقيقات انجام شده هر اندازه ايمان دينی قوی تر باشد احتمال استفاده از مواد مخدر و الکل در او کمتر يا مساوی با صفر است.
هـ . دين داری و کاهش خودکشی؛ مسأله خودکشی يکی از بحران های جدی در تمدن کنونی بشر است. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی سومين علت مرگ و مير در کشورهای صنعتی خودکشی است. کارشناسان سازمان بهداشت جهانی همچنان اعلام کرده اند خودکشی در کشورهای در حال توسعه نيز به طور وحشتناک رو به افزايش است. در مقابل، تحقيقات نشان می دهد خودکشی در کسانی که در مراسم دينی شرکت می کنند نسبتی بسيار کمتر از ديگران دارد.
و. دينداری، رضايت از ازدواج و کاهش طلاق؛ مسأله ناپايداری خانواده و گسست آن يکی از بحران های بزرگ دنيای متمدن کنونی و در پی آورنده نتايج ويرانگر روانی و اجتماعی است. بر اساس مطالعات انجام شده، مذهب مهم ترين عامل پای بندی به خانواده، رضايت از ازدواج و کاهش طلاق است و اين مسأله عامل مهمی در بهداشت روانی خانواده ها به شمار می رود.
4- سازگاری سازی جهان درون و برون؛ کاهش رنج ها؛ بهره ديگری که از تفسير دينی حيات بر می خيزد « ايجاد سازگاری بين جهان درون و برون » ودر نتيجه کاهش رنج ها و ناراحتی هاست.
بدون شک در مواردی بين خواسته ها و تمايلات انسان و آنچه در جهان خارج وجود دارد تفاوت هايی مشاهده می شود. گاه اين تفاوت ها به گونه ای است که شرايط خارجی برای انسان رنج آفرين و ملال انگيز است. اين تفاوت ها می تواند به گونه ای باشد مثل:
1- تفاوت بين خواسته های ما و نظام تکوطن، مانند شرور و آفاتی چون مرگ و مير، سيل، زلزله، نقص عضو، بيماری و… .
2- تضاد بين تمايلات ما و واقعيات اجتماعی، مثل حاکميت نظام استبدادی و… .
از طرف ديگر در مواردی واقعيات خارجی به سهولت و در شرايطی که ما در آن قرار داريم تغيير پذير است؛ در چنين وضعيتی انسان ها به طور معمول در جهت تغيير واقعيت جهان به سودتمايلات خود می کوشند؛ اما گاه جهان خارج اصلاً تغييرپذير نيست، يا در شرايط مورد نظر شخص دگرگون نمی شود؛ و يا تغيير آن مستلزم هزينه هايی تحمل ناپذير و نامعقول است. دراين موارد دين بهترين راه سازگارسازی درون با خارج و نيرومندترين عامل آشتی دهنده اين دو جهان است. دين با تفسيری که از جهان و ناملايمات و رنج های آدمی در آن می دهد، نه تنها ناسازگاری آن دو را از ميان بر می دارد؛ بلکه با دادن نقش عبادی به تحمل دشواری ها و اينکه بزرگ ترين اوليای الهی چشنده تلخ ترين رنجهايند شيرين ترين رابطه را بين آن دو ايجاد می کند؛
5. هدف بخشی و ايده آل پروری؛ يکی از مهم ترين کارکردهای دين ارائه ايده آل و آرمان مطلوب است. انسان ها در طول تاريخ ايده آل هايی چون رفاه، ثروت، شهرت، مقام، عشق، زيبايی، دانش و… انتخاب کرده اند. ليکن بهترين ايده آل آن است که دارای شرايط زير باشد:
1- منطقی باشد.
2- قابل وصول باشد
3- تمايلات سودجويانه و خودخواهانه و « من طبيعی» آدمی را کنترل کند.
4- در انسان چنان کششی ايجاد کند که از درون به سوی هدف اعلای حيات حرکت کند.
چنين آرمانی تنها از دين حق و معنای دينی حيات بر می خيزد.
6- پاسخ به احساس تنهايی؛ يکی از رنج های بشر که در جهان صنعتی و پيدايش کلان شهرها به شدت رو به افزايش است، مسأله احساس تنهايی است. منظور از احساس تنهايی در اينجا تنهايی فيزيکی يعنی جدايی از ديگران نيست؛ بلکه گونه های ديگری هم چون ناتوانی ديگران در پاسخ دهی به برخی از نيازهای انسان، عدم درک، ديگران از شخص و يا سرگرمی ديگران به کار خود و جستجوی منافع خويش و عدم توجه عميق، جدی، خيرخواهانه و ديگرخواهانه در جهت تأمين خواسته ها و نيازهای شخص است. اما در نگرش دينی، انسان هيچ گاه تنها نيست بلکه همواره در آغوش پر مهر خدايی است که تنها و تنها از سر لطف و مهربانی او را آفريده و لحظه لحظه خيرو رحمت بی انتهايش را براو سايه گستر می سازد بدون آن که خود نصيبی از اين مهر بيکران نصيبش گردد و اجر و پاداشی در برابر ارزانی داشت نعمت هايش طلب کند.
7- تقويت قدرت کنترل غرايز؛ از جمله خطراتی که همواره جامعه بشری را مورد تهديد قرار داده و درعصر قدرت و تکنولوژی خطراتی صد افزون برای بشريت به بار آورده لجام گسيختگی غرايز، خودخواهی ها و تمايلات سیرکش نفسانی است. اين پديدۀ شوم نه تنها از جانب علم و دانش و فلسفه های بشری مهار نشدنی نيست، بلکه اربابان قدرت و دانش را نيز به اسارت خود در آورده و علم و تکنولوژی را نيز در اين جهت، استخدام کرده است.
آن عامل نيرومندی که انسان را از اسارت هواهای نفسانی آزاد ساخته و قدت رويارويی با طغيان های زندگی سوز نفس اماره را می بخشد، ايمان استوار دينی است.
8- بهداشت و سلامت جسمانی، طول عمر، پايد اری در فعاليت های فيزيک، تقويت سيستم ايمنی و دفاعی بدن، تسريع در بهبودی و کوتاه کردن دوران درمان
9- ايجاد خضوع، تعبّد و تسليم در جهانی آکنده از سرگردانی و تعارضات فکری.
10- عشق و محبت ، پاسخ به غرايز فرامادی بشر و ايجاد لذت های فراجسمانی، تصفيه غم ها و جذب شادی ها.
11- کاهش اضطراب، ترس ها و و حشت ها؛ به ويژه ترس از مرگ.
12- افزايش قدرت کنترل و مديريت ذهن( سايکو سيیرنتيک ) و تصوير سازی ذهنی.
13- شجاعت آفرينی و افزايش قدرت پايداری در برابر دشمنان و زورمندان.
14- بهداشت و سلامت روح و حقيقت برين وجود آدمی.
15- ايجاد وقار و سنگينی و دوری از جلفی و سبکی.
16- انگيزش، پرورش و تفسير تجربه های دينی.

کارکردهای معرفتی

در نگاه کلی بخشی از خدمات دين در اين عرصه عبارت است از:
1- ارائه آموزه های فراعقلی، يعنی اموری که عقل به تنهايی قادر به کشف و درک آنها نيست، اما اگراز منبعی ديگر مانند وحی آسمانی در اختيارش قرار گيرد برای آن قابل قبول و پذيرش می باشد.
2- بهنگام و آسان ياب سازی حقايق دشوار و ديرياب: پاره ای از حقايق يا زمانی در تورتجربه بشر می افتد که کار از کار گذشته است و يا تنها افراد خاصی و نادری به آن ها دست يافته و اکثر انسان ها از دسترسی به ن و سعادت وابسته به آن محروم می مانند. از جمله خدمات انبيای الهی اين است که اين گونه آگاهی ها را بهنگام، آسان و رايگان در اختيار بشر می گذارند.
در نگاهی ديگر فرآورده های معرفتی دين را می توان در دو عرصه مورد بررسی قرار داد:
1- پاسخ به پرسش های بنيادين؛ همه انسان های هشيار پرسش هايی اساسی در باب راز وجود خود و جهان دارند.
اين که جهان و انسان چرا و چگونه به وجود آمده اند؟ به کجا می روند؟ جايگاه انسان در نظام هستی و نقش او در سرنوشن خود چيست و… اين بخش مهمترين و جامع ترين آموزه ها و معارف دين را شامل می شود.
دين و علم؛ بخشی از معارف دين را آموزه های علمی آن تشکيل می دهد.مراد از آموزه های علمی بيان قوانين طبيعی حاکم بر پديده های جهان و انسان است يعنی اموری که در قلمرو دانش تجربی بشر قرار می گيرد، ليکن در گستره ای عام تر می توان نقش دين را در علم را چهار گونه بر شمرد:
1-2.انگيزش و به تعبير ديگر تقويت انگيزه کاوش های علمی. در اسلام اين مسأله بيش از هردينی نمايان است وبخشی عظيمی از ادبيات دينی را به خود اختصاص داده است.
2-2.جهت دهی و سمت و سو بخشی به علم و کاوش های علمی؛
2-3.ارائه پيش فرض های متافيزيکی علوم؛
2-4.ارائه پاره ای از گزاره های علمی؛
2-5.ايجاد روحيه علمی؛

کارکردهای اجتماعی
ايجاد جامعه سالم:
جامعه سالم، يکی از بنيادی ترين نيازهای انسان است. تحقق اين مهم در گرو اموری است از جمله:
1- جهت گيری به سمت اهداف، ايده آل ها و معيارهای تکاملی، پيش برنده و بشردوستانه.
2- وجود قوانين جامع، دقيق و عادلانه.
3- رعايت عملی عدالت و اجرای قوانين؛ دوری از خود محوری؛ قناعت به حقوق خود و رعايت حقوق ديگران.
4- پای بندی به تعهدات و پيمان ها.
5- پاس داشت اصول اخلاقی، حس تعاون و همدردی، مهروزی و مهربانی نسبت به يکديگر.
6- انسجام اجتماعی و حسن اعتماد متقابل.
تأثير دين در امور ياد شده و منحصر به فرد و بديل ناپذير است. آنچه در پی می آيد شرح کوتاه از اين مسأله است.
پاره ای از کارکردهای اخلاقی – اجتماعی دين عبارت است از:
1. استوارساختن ميثاق ها و پيمان ها؛ احترام به عهد و پيمان يکی از ارکان اساسی تمدن است. اين نقش را همواره مذهب بر عهده داشته و هنوز که هنوز است جانشينی پيدا نکرده است.
2. ايجاد انسجام و همبستگی اجتماعی؛ برخی از کار ويژه های دين در راستای ايجاد انسجام و همبستگی اجتماعی عبارت است از:
2-1. انگيزش محبت و عواطف انسانی.
2-2. بسط شخصيت و انقلاب درونی در برابر خودخواهی ها و طغيانگری های نفس انسان.
3-2. رفع اختلاف، پوشاندن بدی ها و تصفيه کدورت ها.
4-2. تعهد آفرينی و ايجاد احساس مسئوليت.

عدالت و قانون

دين بزرگ ترين پشتوانه عدالت و قانون است. جايگاه عدالت در دين چنان است که قرآن و ساير کتب الهی به پاداری آن را يکی از اهداف اساسی رسالت انبيا دانسته است.

کار ويژه های عدالت گرايانه دين

1- بينش و انگيزش؛ نقش دين و پيامبران در نحوه نگرش به عدالت و انگيزش نسبت به آن نقش بديغ و انحصاری است و با ديدگاه فيلسوفان و ديگر مصلحان اجتماعی تفاوت بنيادين دارد.:
1-1. در بعد نظری، « دين » با ارائه جهان بينی عدالت نگر، عدالت بشری را به عنوان جزئی از کل عدالت جهانی می شناساند، نه اين که اين جهان را آکنده از جور و ستم و ناموس آن را تنازع بقاء دانسته و عدالت را به ناچار تنها برای تأمين منافع خود، لازم شمرد. از طرف ديگر دين آينده بشريت و حرکت تاريخی بشر را به سمت برقراری عدالت فراگير و جهان گستی معرفی می کند.
1-2. در بعد عاطفی و انگيزش، « عدالت » را امری مطلوب، پر کشش، جاذبه دار و مطبوع و دلپذير می سازد.
2- ارائه قوانين عادلانه؛ مطمئن ترطن منبع قوانين عادلانه برای بشر، قوانين دينی و الهی است. قانون عدالت هرگز از انسان اسير شهوات و خودخواهی، انتظار نمی رود. علم و تکنولوژی نيز نه تنها انسان را به عدالت نزديک نساخته، بلکه بر اثر اسارت آن در دست انسان هايی که اسير شهوات و هواهای نفسانی و قدرت طلبی خويشند جهان را در توحشی مدرن قرارداده است.
3- دين و آزادی؛ نقش دين و پيامبران در مبارزه با استبداد ها و اختناق ها و در گيری با مظاهر طغيان، از اساسی ترين نقش هاست.

در دين سطوح و ساحت های مختلف را در بر می گيرد از جمله:
3-1. آزادی از اسارت نفس و هواهای شيطانی.
3-2. آزادی از اسارت خرافات، اوهام و باورداشت های پوچ و دربند کشنده عقل و خرد انسانی.
آزادی از اسارت نظام های فاسد و ستم پيشه.
4- استقرار نظم عادلانه: يکی از کار ويژه های انبيا، تلاش در جهت ايجاد نظام عادلانه اجتماعی است.

کارکردهای فرا اينجهانی

کار کردهای دين و انبيا در راستای حيات جاويد آخرت را در چند بخش می توان تلخيص نمود:
1- ترسيم دقيقی از چگونگی جهان آخرت و مراحل و مراتب و منازل و قواعد و قوانين حاکم بر آن؛
2- بيان نيازهای فرا اين جهانی بشر، امورمؤثر در نيک و بد سرنوشت اخروی و ارائه رهنمودهای جامع و کامل در جهت رسيدن به بهترين خير و سعادت پايداری ابدی؛
3- ياد آوری پياپی جهان آخرت و انگيزش لازم درجهت حرکت به سمت صلاح آخرت و ارائه هشدارهای بجا و بی وقفه نسبت کجروی ها و تباهی های سرنوشت سوز؛
4- بيان موانع راه سعادت و چگونگی مواجهه و فراز آمدن در برابر آنها؛
5- تنظيم امورجهان به گونه ای که افزون بر خيرو صلاح اين جهان ناظر به خير و سعادت جاودان آخرت باشد.

در پايان سخنرانان به پرسش های حاضران، که مورد استقبال بی نظيرشان قرار گرفت، پاسخ گفتند.

جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۱