چر ا مذهب تشیع به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت؟

چر ا مذهب تشیع  به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت؟

عصر امام صادق( علیه السلام ) یکی از طوفانی ترین ادوارتاریخ اسلام است که ازیک سو اغتشاش ها و انقلاب های پیاپی گروه های مختلف ، بویژه از طرف خون خواهان امام حسین (علیه السلام ) رخ میداد ، که انقلاب ابو سلمه در کوفه و ابو مسلم در خراسان از مهمترین آنها بوده است . و از دیگر سو عصر برخورد مکتب ها و ایدئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود که از برخورد امت اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن وپژوهش پدید آورده بود . عصری که کوچکترین کم کاری یا عدم بیداری و تحرک پاسدار راستین اسلام یعنی امام ( علیه السلام ) ، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیاتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون میشد . زمان امام صادق(علیه السلام) ، زمان تزلزل حکومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود واین دوگروه مدتی درحال کشمکش و مبارزه با یکدیگر بودند . از زمان هشام بن عبدالملک ، تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز گردید و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید و سرانجام در سال 132 به پیروزی رسید . بنی امیه در این مدت گرفتار مشکلات سیاسی فراوانی بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند . عباسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل می کردند ، فشاری از طرف آنان مطرح نبود . از اینرو این دوران ، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق (علیه السلام) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده کرده و تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز کرد. پیشوای ششم در چنین دورانی به فکر نجات افکار توده مسلمان ازالحاد وبدبینی وکفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین بود ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین که به وسیله خلفای وقت صورت می گرفت جلوگیری می کرد . اینجا بود که امام( علیه السلام ) دشواری فراوان در پیش رو ومسئولیت عظیم بر دوش داشت . امام صادق (علیه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها، دنیای شیعه را به فروغ تعالیم خویش روشنی بخشید و حقیقت اسلام را از آلایش انحرافات وگزند فریبکاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احکام و بسط کلام شیعی را فراهم ساخت که مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت . آن اندازه که دانشمندان و راویان از دانش امام بهره مند برده واز ایشان حرف و حدیث نقل کرده اند، از هیچ یک از دیگرائمه نقل نکرده اند . لیکن طولی نکشید که بنی عباس پس از تحکیم پایه های حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . وضع به حدی ناگوار شد که همگی یاران و شاگردان امام صادق (علیه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانچه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بنی عباس بودند . هر چند امام صادق (علیه السلام) را باید اولین مدرس مدارس فکری و مؤسس مکاتب عقلی در جهان اسلام شمرد اما این به این معنا نیست که پیش از این حضرت؛روش عقلی در اسلام وجود نداشته است. چرا که تأملی در آثار و احادیث امام علی (علیه السلام) به ویژه در استدلال بر توحید و عدل الهی نشانه های دقیقی از سبک فلسفی و روش عقلانی را نشان می دهد.حتی در نوع استدلال عقلی برحقوق انسانی و شهروندی ،در خطبه 33 نهج البلاغه حضرت نشانه بسیار خوبی از سابقه این روش است. نمونه های دیگر در نوع مباحثه و استدلال امام حسین علیه السلام در فلسفه قیام خود و صلاحیت خود و عدم صلاحیت یزید بر خلافت و نیز در خطابه های آن حضرت علیه السلام در مواجهه با لشکر یزیدموجود است. اینها همگی استدلالات عقلی است، که ما در مبحث حقوقی آنها را ادله عقلانی می شماریم، که مبتنی بر نوعی روش عقلی است. روشی که فارغ از نوع و جنس افراد و مسلک و منش انسان ها در مورد همه آنان قابل صدق است. مکتب امام صادق (علیه السلام) نیز از این منظر در درجه اول خدمتی بزرگ به جهان بشری نموده است. چرا که با توسعه دانش عقلی منجر به توسعه منطق تعقلی در دین و روش عقلی در کشف و فهم حقوق انسانی و شرعی جامعه گردیده اند. روش تعقلی به عنوان یک مبنا در تمام علوم عصر حضرت نمود یافت. لذا به جاست گفته شود که در عصر امام صادق (علیه السلام) این روش به اوج خود رسید و در تمام علوم از جمله حقوق و فقه این منش قابل رصد است. چنین ویژگی علاوه بر موقعیت زمانی، مدیون ذکاوت بی نظیر حضرت در توسعه اندیشه دینی از طریق ارائه ادله عقلانی وفهم جهان شمول از دانش دینی است.از این منظر زمان حضرت امام صادق (علیه السلام) از نظر توسعه علوم اسلامی نیز زمانی منحصر به فرد است. در عین حال دوران امامت حضرت صادق (علیه السلام) یکی از ادوار پر آشوب تاریخ اسلام است. این دوره که از سال 114 هجری تا سال 148 (سال شهادت آن حضرت) طول کشیده است، شاهد ظهور و شهادت زید بن علی بن الحسین ( 122 ه.ق)؛ انتقال خلافت از بنی امیه به بنی عباس( 132 ه.ق)؛ کشته شدن ابو مسلم خراسانی( 137 ه.ق)؛ کشته شدن عبدالله بن حسن بن حسن در زندان منصور و کشته شدن فرزندان او محمد بن عبدالله ملقب به نفس زکیه و ابراهیم بن عبدالله معروف به قتیل (سال 145 ه.ق) و بنای شهر بغداد(سال 145 و 146 ه.ق) است. این دوره بیش از ان که در جهان اسلام به واسطه نهضت ها و انقلاب های سیاسی ارزش سیاسی داشته باشد، زمانه نهضت ها و انقلاب های فکری است. از آن جا که زمان امامت امام صادق(علیه السلام) از دهه دوم قرن دوم تا دهه پنجم قرن دوم (114-148 ه.ق) است، ایشان نسبت به سایر ائمه شیعه از فرصت نسبتا طولانی تری برای فعالیت علمی برخوردار بودند، ضمن اینکه در بخشی از این عصر که معروف به دوره گذر از خلافت امویان به خلافت عباسیان نیز هست نوعی نهضت علمی هم شروع شده بود. ترجمه متون و کتب ایرانی و یونانی که در عصر امویان آغاز شده بود، حال در اوان عصر عباسی زمینه رونق دانش هایی را فراهم آورده بود که لزوما تابع تفکر سنتی دینی نبودند و بلکه بسیاری چون آراء زنادقه و تصوف به تحدی با اندیشه اسلامی نیز وارد شده بودند و تلاش در تخلف از اندیشه اسلامی با زیر سوال بردن خدا و پیامبر و یا تقدم بر آن با ارائه نسخه های صوفیانه و رهبانیت محور داشتند. خلفای عباسی نیز بنابر دلایل مختلف نوعی زمینه گسترش آزادی اندیشه و عقیده های متفاوت را فراهم آوردند و خواسته یا ناخواسته میدان جدی از کارزار فکری در قرن دوم هجری را سبب شدند. امام صادق (علیه السلام) بنابر دلایلی که فرصت تفصیل آن از موضوع این موجز خارج است، توانستند تا خارج از نزاع های قدرت سیاسی، اقتدار علمی اسلام و توان استدلالی تعقل شیعی را بر صدر نشانند و به تبع آن خدمتی بزرگ به توسعه دانش بشری در زمینه های مختلف بنمایند. از جمله خدمات این رویکرد علمی که بعدها در ذیل مکتب جعفری یا مکتب امام صادق علیه السلام شناخته شد، توسعه تفکر حقوقی است، که ابتدا در قالب های سنتی فقه و حدیث نمایان شد.

یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰