چهارده گفتار گوهربار از خورشید هفتمین

چهارده گفتار گوهربار از خورشید هفتمین

حدیث اول

مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ

کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.

بحارالانوار، جلد ۷۸، ص ۳۳۳

حدیث دوم

أوشَک دَعوَةً وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ بِظَهرِ الغَیبِ

دعایی که بیشتر امید اجابت آن می‌رود و زودتر به اجابت می‌رسد، دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

اصول کافی، ج ۱، ص ۵۲

حدیث سوم

مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما

هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده است.

تحف العقول، ص ۴۲۵

حدیث چهارم

مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، کُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله

دنیا، چون آب دریاست، هر چه تشنه کامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را بکشد.

تحف‌العقول، ص ۴۱۷

حدیث پنجم

لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسبُ نَفسَه فِی کُلِّ یَومٍ، فَإن عَمِلَ حسناً استَزدادَ الله، و إن عَمِل سَیِّئاً استغفِرُ الله مِنه و تَاب إلیه

از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نکند، پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، و اگر در آن کار بدی کرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول‌الکافى، ج ۴، ص ۱۹۱

حدیث ششم

إصبِر عَلَی طَاعَهِ الله و إصبِر عَنِ مَعاصِی الله، فإنّما الدُّنیا ساعَه، فَما مَضی مِنها فَلَیس تَجِد لَهُ سُرورا و لا حُزناً، و مَا لَم یَاتِ مِنها فَلیسَ تَعرِفُه، فَاصبِر عَلی تِلکَ السّاعَهِ الَّتِی أنت فِیها فَکَأنَّکَ قَد اغتَبَطَت

بر طاعت خدا صبر کن، از معاصی خدا صبر کن، دنیا همان ساعتی است، آن چه رفته نه شادی دارد و نه غم، آن چه نیامده ندانی که چیست؟ به همان ساعتی که در آنی صبر کن هم چنان باشد که تو رشک برده شده ای.

تحف‌العقول، ص ۴۱۷

حدیث هفتم

کُلَّما أحدَثَ النّاس مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلُون، أحدَثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ مَا لَم یَکُونُوا یَعِدُّون

هرگاه مردم گناهان تازه‌ای که نمی‌کردند انجام دهند، خداوند بلا‌هایی تازه به آن‌ها دهد که به حساب نمی‌آوردند.

تحف‌العقول، ص ۴۳۴

حدیث هشتم

إیّاکَ و الکِبر، فَإنَّهُ لایَدخُلُ الجَنَّهَ مَن کَانَ فِی قَلبِه مِثقالَ حَبَّهٍ مِن کِبر

از کبر و خودخواهی بپرهیز، که هر کسی در دلش به اندازه دانه‌ای کبر باشد، داخل بهشت نمی‌شود.

تحف‌العقول، ص ۴۱۷

حدیث نهم

إنَّ الله حَرَّمَ الجَنَّهَ عَلی کُلِّ فَاحِشٍ بذِی قَلِیلِ الحَیاءِ لا یُبالِی مَا قَال وَ لا مَا قِیل فِیه

خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی کم حیا که باکی ندارد چه می‌گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است.

تحف‌العقول، ص ۴۱۶

حدیث دهم

مَن رَأى أخاهُ عَلَى أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَه

هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.

الامالى صدوق، ص۳۴۳

حدیث یازدهم

التَّدبِیرُ نِصفُ العیشِ

تدبیر نیمی از زندگی است.

تحف العقول، ص ۴۲۵

حدیث دوازدهم

مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ یُمنٌ وَ بَرَکَةٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه

مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست.

تحف العقول، ص ۳۹۸

حدیث سیزدهم

مُجَالِسَه أَهلِ الدِّینِ شَرَفُ الدَّنیَا وَ الاخِرَه

همنشینی با اهل دین، شرف دنیا و آخرت است.

تحف العقول، ص ۴۲۰

حدیث چهاردهم

إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ

خردمند دروغ نمی ‏گوید، اگرچه میل او در آن باشد.

تحف العقول، ص ۳۹۱

 

سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹