انسان شناسی دينی 81

نماز جمعه این هفته وین به تاریخ 11 مای 2018 میلادی برابر با 24 شعبان 1439 قمری به امامت حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن زاده، در مرکز اسلامی وین برگزار گردید. خطیب جمعه وین ضمن دعوت از نمازگزاران به تقوی و پرهیزکاری، مطالب خود را در باب انسان شناسی دینی به صورت زیر ادامه دادند:

بحث از علت دوری برخی از مردم از فطرت خویش را ادامه می دهیم. سه عامل را پیشتر اشاره کرده بودیم؛ اکنون به عامل چهارم می رسیم.

4- عامل درونی: گناهان کبیره؛ موانعی در مسیر پیروی از فطرت

انسان به سبب ارتکاب گناهان از حالت انسانی و طبیعی خویش خارج می‌شود و ذره ذره از رتبه خود فرو می‌کاهد و در حیوانیت و مسخ شدن فرو می‌رود؛ پویش در مسیر انحراف، و تكرار اعمالی كه با اصل فطرت در تضاد و تنافی است موجب مسخ بشر خواهد شد. در متون اخلاقی اسلام، این اعمال مخالف فطرت، كبایر (گناهان كبیره) نامیده می‌شوند، كه اصرار بر آنها و تكرارشان موجب مسخ انسان و دفن فطرت می‌شود.

«ثُمَّ کانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون»1 ؛ سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند ناگوارتر بود زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ أَبِي ع يَقُولُ مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ أَفْسَدَ لِلْقَلْبِ مِنْ خَطِيئَةٍ إِنَّ الْقَلْبَ لَيُوَاقِعُ الْخَطِيئَةَ فَمَا تَزَالُ بِهِ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَيْهِ فَيُصَيِّرَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ. (الكافي، ج‏2، ص  268)

چیزى بیشتر از گناه ، قلب را فاسد نمى کند، قلب گناه مى کند و بر آن اصرار مى ورزد و در نتیجه سرنگون و وارونه مى گردد. و موعظه در آن اثر نمى نماید.

البته این بدان معنا نیست كه گناهان صغیره بر فطرت انسان اثری ندارند؛ بلكه اصرار بر گناه صغیره، آن را تبدیل به گناه كبیره می‌كند. در واقع گناه صغیره، هم محصول انحراف از فطرت است و هم سبب انحراف از فطرت می‌شود، و اصرار بر آن و تكرارش آن را تبدیل به گناه كبیره می‌كند.

تکرار گناه، رفته رفته انسان را مسخ می‌کند و هویتش را تغییر می‌دهد. در این صورت این انسان، چه هویت و ماهیتی پیدا می‌كند؟ فصل انسان و حیوان، فطرت اوست؛ یعنی وجه ممیزة انسان از حیوان و آنچه كه انسان را از حیوان ممتاز و متمایز كرده، همان خلقت و ساختار ویژة‌ او، یعنی فطرت اوست. پس بنا بر آنچه گفته شد، اگر انسان به جای اینكه بر مقتضای فطرتش عمل كند، برخلاف آن گام بردارد و به كارهای متضاد آن بپردازد، در این صورت فطرتش كه تنها وجه امتیاز او از موجود پست‌تر از خود (حیوان) است، بی‌اثر می‌شود و صورت باطنی او به حیوان تبدل می‌یابد.

به بیان دیگر، شخصیت و هویت انسان را اعمال او شكل می‌دهند؛ اما شرط این اعمال آن است كه به طور مكرر و مداوم از انسان سر بزنند؛ چراكه اعمال مقطعی و گذرا، اثری پایدار بر فرد نمی‌گذارند و تأثیرشان به‌سرعت زایل می‌شود؛ لذا در تكوین شخصیت انسان تأثیر چندانی ندارند. به همین دلیل در احادیث و روایات اسلامی تأكید بر دوام انجام عمل صالح شده است، تا به قول علمای اخلاق تبدیل به ملكه، یعنی صفت ثابت و راسخ نفسانی شوند. همین صفات ثابت‌اند كه شخصیت انسان را شكل می‌دهند و هویت انسان را می‌سازند.

قرآن کریم در آیه {قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا} [الإسراء: 84] این هویت انسانی را «شاكله» او می‌نامد.

اگر این ملكات موافق فطرت انسان باشند، شخصیت و شاكلة انسان منطبق و هماهنگ با فطرتش خواهد بود و اگر اعمالی طالح و قبیح و برخلاف مسیر فطرت باشند، پس از چندی شخصیت دیگری را برای انسان رقم می‌زنند. این شخصیت و شاكله كه بر اساس اعمال خلاف فطرت شكل پذیرفته، در واقع شخصیتی منحط و غیرانسانی است كه برخلاف مسیر انسانیتش (فطرت) تكون یافته و به تعبیر احادیث شریفه، بسته به اینكه انسان كدام اعمال غیرانسانی را ملكة روحش كرده باشد، با صورت همان حیوانی كه مقتضای ذاتش انجام این عمل است، مشابهت و مسانخت می‌یابد.

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ: مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِي النُّكْتَةِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ ذَهَبَ ذَلِكَ السَّوَادُ وَ إِنْ تَمَادَى فِي الذُّنُوبِ زَادَ ذَلِكَ السَّوَادُ حَتَّى يُغَطِّيَ الْبَيَاضَ فَإِذَا غَطَّى الْبَيَاضَ لَمْ يَرْجِعْ صَاحِبُهُ إِلَى خَيْرٍ أَبَداً وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ. (الكافي، ج‏2، ص: 273)

در هر صورت، شخصیت و شاكله كه محصول اعمال و نیات انسان است، امری اكتسابی و البته عرضی است؛ در مقابل فطرت كه امری ذاتی و سرشتی است و در صورتی كه موافق امیال و گرایش‌های فطری نضج نگیرد، مدفون می‌شود و دیگر فعالیتی در ساختار شخصیت و نقشی در نیت و اعمال انسان نخواهد داشت. این همان معنای دفن فطرت و مسخ شدن انسان است.

مَثل فطرت و دل انسان مانند آهن و آهن ربا است. اگر بر روی آهن مانعی وجود داشته باشد، جاذبه آهن ربا دیگر در آن اثرگذار نخواهد بود؛ اینکه برخی انسان‌ها با این فطرت الهی، دین گریز و ملحد و ماتریالیست و کافر شده‌اند و خدای متعال را قبول ندارند بدین دلیل است که به دلیل ارتکاب گناه و تکرار آن، بین آهن‌ربا و آهن مانع ایجاد شده و این مانع نمی‌گذارد جاذبه کارساز باشد.

نماز جمعهنماز جمعهنماز جمعهنماز جمعه
پخش
دریافت فایل
انسان شناسی دينی 81 نماز جمعه
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای محسن زاده
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای محسن زاده

بایگانی‌سالانه

جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷