انسان شناسی دینی5

بسم الله الرحمن الرحيم

نماز جمعه اين هفته برابر با 30 ذيقعده 1437، 12 شهريور 1395 و 2 سپتامبر 2016، به امامت حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاي محمد علی محسن زاده در مرکز اسلامي امام علي عليه السلام وين برگزار شد.

در طليعه خطبه ها، خطيب نماز جمعه وين، ابتدا خود، خانواده و سپس نمازگزاران را به “رعاطت تقواي الهي، احترام به مقام شامخ خداوند تبارک و تعالي و پرهيزکاري عمل جامع به تقوا” سفارش نموده و در طليعه خطبه اول بحث جديد سلسله وار خود پيرامون “انسان شناسی دينی(5) ” را ادامه دادند.

متوجه باشيم که در چه مسيری آفريده شده ايم و به سوی چه مقصدی حرکت می کنيم؟!

خداوند متعال در سوره مبارکه مؤمنين فرموده است: أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثا وأنّكم إلينا لاترجعون. ای انسان آيا اين گونه می پنداری که شما را بيهوده آفريده ايم؟ و آيا نمی دانيد که به سوی ما باز خواهيد گشت؟!

خلقت انسان با تمام استعدادهايی که خداوند متعال در وجود او قرار داده است؛ خلقت جهانی با اين عظمت که دانشمندان هم چنان در کشف کنه آن ناتوان مانده اند؛ خلقت اين همه سيستم يکپارچه و منظم خبر از هدفی بزرگ می دهد که محدود کردن آن در خور و خواب و شهوت و امثال آن اشتباهی بس کودکانه است.

ساختار وجودی انسان، ابزارهايی که خداوند در وجود ما به وديعه نهاده است، خبر از مسئوليتی عظيم می دهد. خبر از راهی پر پيچ و پر خم می دهد، که ارسال رسل، و انزال کتب، برای هدايت او، برای دستگيری او، برای خارج کردن او از بيابان سرگردانی، برای وارد کردنش به دشت سر سبز ايمان و معنويت و تکامل و رسانيدن او به قرب خداوند متعال طراحی شده است.

استعدادهای انسان چنان بی نهايت است که نمی تواند خود را با يک حيوان يا با ديگر مخلوقات خداوند مقايسه کند؛ اگر يک زنبور عسل معشيت خود را در يک فرايند تکراری شب را به صبح می بيند؛ اگر آدمی نيز چنين کند تمام استعدادهای خود را پشت پا انداخته است.

اگر انسان خود را وقف دنيای خود کند، استعدادهای او به کجا رفته است؟ عاقلان همواره از او خواهند پرسيد که تو چگونه خود را محدود کرده ای؟! خدای متعال فرموده است: “اولئک کالانعام بل هم اضل” آنان هم چون چارپايان هستند؛ بلکه از چارپايان هم پست تر و حقير تر اند. اين يک واقعيت است، اين بيان واقعيت وجودی و صورت ملکوتی آن کسی است که خود را در اين چارچوب مادی محدود ساخته است.
و گرنه خدای متعال که نعوذ بالله خشم ندارد تا برای خاموش کردن عصبانیت و فروکاستن از خشمش آن را به حیوان تشبیه کند و همچون بشر زبان به ناسزا بگشاید.
{لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} [الأعراف: 179]
قلب داشتند اما قلب خود را به کار نگرفته و فهم خود را افزايش ندادند. بصر داشتند اما بصر را به بصيرت متصل نکردند. گوش داشتند اما ندای حق را نيوش نکردند. اگر قومی چنين عمل کند، “اولئک کالانعام بل هم اضل” و “اولئک هم الغافلون”. دايره غفلت دايره ای بس خطرناک است. خداوند غافل را هرگز نخواهد بخشيد. خدايی که با فرستادن پيامبران، با بينات و کتب، با رسولان و با سنت ها ما را از دايره حيوانيت خارج کرد؛ به آسمان فراخ معنويت و انسانيت رسانيد، آن خداوند می تواند جهالت های ما را ناديده بگيرد، اما کسی اگر از دايره جهل خارج و به دايره غفلت غلطيد همواره مورد پرسش است. اگر استعدادها را شناختيم، حرکت ها آغاز می شود. و در حرکت هاست که فرقان ها و تبيان ها رخ می نمايند و قله ها و موانع خود را نشان می دهند و در اين مسير است که دعوت خدای متعال و وسوسه های شيطان در دو سو جبهه آرايی می کنند. آن جاست که انسان در غوطه آزمايش قرار می گيرد.
“يَا رَبِّ إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْكَ” خدای متعال همه شما را فرا خوانده است. او فرموده است که “فستبقوا الی الصراط” به سوی بهشت با هم مسابقه بدهيد.
بشتابيد به سوی مغفرتی از طرف خدای متعالی و به سوی بهشتی که عرض آن بهشت، طول آسمان ها و زمين است؛ اين دعوت خداست. در مقابل دعوت خدا، راهی ديگر باز شد همان کس که گفت به عزتت سوگند، بر سر راه آنان می نشينم؛ از پشت سر و پيش رو و از چپ و راست انسان، او را وسوسه خواهم کرد. جبهه ها اين جا شکل می گيرد و اين مسير آزمايش انسان است.

در خصوص خلقت انسان سخن گفتيم بدين جا رسيديم که خلقت انسان هدفمند است.

خداوند فرمود: { أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى } [القيامة: 36] آيا انسان گمان می کند که رها شده است؟

با مراجعه به قرآن کريم، اولين دليل خلقت آزمايش انسان است. خداوند انسان را آفريد تا او را وارد اين ابتلائات کند. تا اين مسير را پيش پای او قرار دهد تا جبهه ها را مقابل او باز کند تا انسان راه خود را ميان حق و باطل تشخيص دهد.

سخن از ابتلا در قرآن کريم بسيار است؛ دامنه ابتلائات را خداوند متعال بيان فرموده است که هم انسان ها و هم جنيان همواره مورد آزمايشند.

آزمايش انسان‏ها، فلسفه استقرار آنان روى زمين است {ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ} [يونس: 14] و وسيله هاي متعددي در قرآن كريم براي امتحان انسان ها ذكر شده است؛ همانطور كه دامنه امتحان همگاني و حتي شامل انس و جن بيان شده است و از ابتلائات و امتحانات امت هاي پيشين سخن رفته است و امتحانات مومنان و كافران و اقوام پيامبران به تفكيك بيان شده است كه اين موارد، در اين گفتار نمي گنجد؛ آنچه به موضوع ما مربوط است، ارتباط امتحان با خلقت و آفرينش انسان هاست.
خدای متعال فرمود:
{وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ} [هود: 7]
او خدايی است که آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد؛ عرش او بر روی آب بود؛ خواست شما را بيازمايد که کدامين شما عمل بهتری داريد؛ البته تعدادی بيشمار هستند که در مقابل سخن از مبدأ، و کشانيدن سخن به معاد، معاد را انکار خواهند کرد. اين از سنت های الهی و از وضعيت انسان است؛
{إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا } [الإنسان: 2] ما انسان را آفريديم، از نطفه ای امشاج تا او را آزمايش کنيم.
پس از خلقت سخن از ابتلاء آورده است؛ آن چه که خدای متعال از عقل، فکر و توانمندی اختيار و انتخاب به همه ما اعطا فرموده است. آن که راه را نشان داده است و تو را مخير ساخته است.
سبيل را بر تو واضح کرد. پيامبرانی را فرستاد که راه را برای تو تبيين کنند. اين تو هستی و انتخاب خودت! انسان خود با عقل و درايتی که به او داده است می تواند راه را انتخاب کند.
وقتی انسان چشم دارد، گوش دارد وسایل معرفت اندوزی او فراهم است. وقتی معرفت در او ایجاد گردید، راه برایش تبیین می شود و پس از تبیین راه است که حجت بر او تمام می شود و می تواند مورد بازخواست قرار گیرد.

{وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا (16) لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ } [الجن: 16، 17]
خداوند نعمت های خود را هم به انسان ها و هم جنيان عطا فرمود و اين عطای نعمت نيست مگر برای امتحان.

اما انسان، انسانی است که دو رويه دارد. خداوند انسان را دو گونه آزمايش می کند: گاه با ريزش نعمت ها و گاه با سلب نعمت ها.
آزمايش شدن انسان‏ها با اعطا و سلب نعمت‏هاى الهى:
{فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (15) وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ} [الفجر: 15، 16]
آن گاه که خدای متعال نعمت های خود را بر سر انسان می ريزد، انسان می گويد، خدا مرا بزرگ داشت؛ اما آن جا که خدا ابتلاء انسان را در سلب نعمت ها می بيند، انسان اين را وسيله توهين به خود تلقی می کند.

حيات و مرگ انسان‏ نيست مگر براى امتحان:
{ الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا} [الملك: 2]
خدای متعال مرگ و زندگی را آفريد تا شما را آزمايش کند ببيند کدام يک از شما عمل بهتری داريد؟

خطبه دوم

امروز جمعه 12 شهريور30 ذيقعده شهادت حضرت امام محمدتقي جوادالائمه(ع) (220 ه‍.ق) است. امام تقی عليه السلام در 25 سالگی در چنين روزی شهيد شدند؛ ايشان جوان ترين امام بودند. ايشان در 7 سالگی و چند ماهگی به امامت رسيدند. برخی حتی از شيعيان برايشان سخت بود که چگونه کودکی با اين سن به مقام امامت برسد. با مناظره های علمی حضرتش را آزمودند. اما مأمون که در ميان خلفای عباسی به ذکاوت و تيزهوشی مشهور بود، پايگاه اجتماعی خود را پس از شهادت امام رضا عليه السلام، در خطر ديد. بنابراين امام جواد عليه السلام را با توطئه ای به دامادی خويش درآورد. امام جواد عليه السلام خروج در مقابل طاغوت را در آن روزگاران فاقد اسباب لازم می ديدند. بنابراين خود را با تاکتيک تقيه خود را در مقابل دشمن ظاهر کردند. به مواليان و شيعيان دستور دادند به دستگاه خلافت وارد شده و مسير فعاليت و آسايش شيعيان را فراهم سازند و نهايتا پس از مرگ مأمون معتصم آن حضرت را از مدينه به بغداد فراخواندند و آن حضرت به مقام رفيع شهادت بوسيله سم نائل آمدند.

فردا شنبه 1 ذی الحجه سال روز فرخنده ازدواج خانواده ای که در تاريخ اسلام کم نظير است؛ کسی که دختر پيامبر گرامی خداست و زوج وصی پيامبر گرامی خداوند است.

من خواهش مي‏كنم از پدرها و مادرها کمی امكانات ازدواج را آسان كنيد. پدر و مادرها سخت‏گيري مي‏كنند؛ هيچ سخت‏گيري لازم نيست. بله، يك مشكلات طبيعي وجود دارد؛ مسأله مسكن، مسأله شغل و از اين مسائل؛ لكن «اِن يَكونوا فُقَرآءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه»؛ خدا فرموده است: خداوند از فضل خودش آنان را غنی خواهد ساخت. پيامبر اكرم(ص) اصرار داشتند جوان‏ها زود ازدواج كنند؛ چه دخترها و چه پسرها؛ البته با ميل خودشان و با اختيار خودشان، نه اين‏كه ديگران برايشان تصميم بگيرند.

پنجشنبه هفته جاری سال روز جمعه خونین مکه است؛ 325 نفر ایرانی کشته شدند با سنگ – شیشه – چوب های میخ دار – میله های آهنی – گاز اشک آور – گاز أعصاب – أنواع سلاح های سبک و مسلسل. قضيه كشته‏شدن نيست، قضيه هتك احترام است. مسأله حجاز ابعاد مختلف دارد، منتها بُعد بزرگترش همين است كه احترام يك محل مقدسي از بين رفت.

در سال گذشته هم حادثه منی و سقوط جرثقیل که همراه با کشته شدن جمعی از زوار بود اتفاق افتاد از اين رو مجلس يادبودی در اين مرکز برپا خواهد شد.
سيدالشهدا – سلام الله عليه – هم فدا شد؛ براي اين‏كه در مكه نماند كه نبادا به ساحت قدس مكه جسارت بشود و حرمت حرم امن الهی زائل نشود.
اما کسانی که امروز خود را خادمان بيت الهی می دانند اين چنين وحشيانه انسان های بی گناه را در خاک و خون غلتانيدند.

با نزديک شدن به ماه محرم الحرام، به آگاهی می رساند که مراسم سوگواری اباعبدالله الحسين عليه السلام در سرتاسر مراکز اسلامی اتريش تدبير شده است.

خدايا! ما را به حيات محمدی و علوی و حسينی حيات ببخش!

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

پخش
دریافت فایل
انسان شناسی دینی5 نماز جمعه
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای محسن زاده
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای محسن زاده

بایگانی‌سالانه

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۵