يا عبادالله اوصيکم و نفسی بتقوی الله و اتباع امرِهِ
موضوع خطبه
چرا ديــن؟ بخش7
چرا اسلام؟!
از مطالب خطبه های پيشين روشن شد، دين يکی از نيازهای اصيل، پايدار و اجتناب ناپذير بشر است که دارای فوايد و کارکردهای بسيار با اهميت اين جهانی و فرا اين جهــانی است. اکنون اين پرسش پديد می آيد که آيا لزوماً بايد تنها يک دين خاص و معينی را پذيرفت يا هر کس می تواند از هر دينی پيروی کند؟ به عبارت ديگر آيا در هر زمان تنها يک دين حق است يا همه اديان از حقانيت مساوی برخوردارند؟ اگر در هر زمان تنها يک دين حق است چرا در زمان ما اسلام تنها دين برحق جهانی و جاودانی است؟
در پاسخ به سؤال نخست (آيا در هر زمان تنها يک دين حق است؟) دو نگرش وجود دارد که يکی درست و ديگری نادرست است:
الف:
نگرش تکثّر گرايی دينی (پلوراليسم دينی)، بر اساس اين نگرش هيچ دينی از حقانيت مطلق برخوردار نيست و پذيرش هر دينی جايز بوده و هيچ ترجيحی برای پذيرش دينی نسبت به دين ديگر وجود ندارد.
بر اساس اين نگاه همه اديان زمينه سعادت و رستگاری پيروانشان را فراهم می آورند.
اين نگرش به دليل عقلی و قرآنی باطل و نادرست است.
دو دليل عقلی بر بطلان پلوراليسم دينی
1- پلوراليسم دينی مستلزم تناقض است. اديان در شکل مدّون موجود، آموزه هايي دارند که بعضی از آن ها با آموزه های و عقايد اديان ديگر در تنافی آشکار است. به عنوان مثال دين اسلام بر يکتايي خداوند و توحيد تأکيد دارد؛ آئين مسيحيت بر«تلثيث» يعنی خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس و زرتشتی گری به « ثنويت» و دو گانه انگاری در آفرينش گرايش دارد!! اگر هر سه دين بر حق باشد بايد هم يکتا پرستی صحيح باشد، هم دو گانه پرستی و هم سه گانه پرستی!!
2- پلوراليسم دينی مستلزم خود ستيزی است. اگر همه اديان بر حق باشند بايد اين ادّعای مشترک در همه اديان که «با ظهور دين بعدی دين قبلی فاقد اعتبار می شود » نيز درست باشد با اين حساب دين بعدی هم بر حق خواهد بود و هم برحق نخواهد بود!!
دو دليل قرآنی بر بطلان پلوراليسم دينی
1- « ومن يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرين» آل عمران /85
«و هر کس جز اسلام، دينی ديگر را بجويد هرگز از وی پذيرفته نمی شود و در آخرت از زيان کاران است.»
2- « يا اهل الکتاب- لم تکفرون بآيات الله و انتم تشهدون » آل عمران /70
«ای اهل کتاب! چرا به آيات خـــدا کفر می ورزيد، در حالی که شما به درستـــی آن گواهی می دهيد؟!»
ب: نگرش تک گرايي دين، بر اساس اين ديدگاه در هر زمان تنها يک دين می تواند بر حق يا دين برتر باشد. با توجه به بطلان ديدگاه نخست به نظر می رسد اين نگرش با منطق عقلانی و قرآنی سازگاری دارد.
خطبـــــــــــه دوم
در آستانه فرارسيدن سال نو شمسی قرار گرفته ايم. پيشاپيش فرارسيدن سال نو، که فصل رويش و سرسبزی است و فرصتی برای زنده شدن دوباره و رسيدن به والاترين درجات می باشد را به شما نمازگزاران گرامی تبريک عرض می کنم و سالی همراه با موفقيت و سلامتی برای شما از درگاه باری تعالی آرزومندم.
به همين مناسبت در ادامه بحث از آداب فردی، خطبه دوم را به تذکر در مورد آداب سفر و ذکر احاديثی در اين مورد اختصاص داده ايم.
آداب سفر
يکی از آداب فردی اسلام آداب سفر است. در اسلام سفر رفتن برای کسب معرفت، دانش اندوزی، تجارت، پند گيری از شگفتي های طبيعت، آثار باقی مانده از امت های گذشته، بهره گيری از پيشرفت های علمی ديگران، بر آوردن نيازهای جامعه اسلامی، تقويت دانش مسلمين و توانايي آن ها، نه تنها مطلوب، بلکه در برخی موارد لازم است.
برخی از آداب سفر عبارت است از:
1- داشتن انگيزه صحيح از مسافرت.
2- انتخاب هم سفر مناسب؛ پيامبر اکرم (ص) فرمودند: الرفيق ثم الطريق.
3- هماهنگی و هم کاری با هم سفران؛ و ياری دادن به آن ها.
4- خوش رفتاری و خوش رويي با هم سفران.
5- حفظ کردن پول و وسايل خود.
6- صدقه دادن در آغاز سفر؛ امام صادق (ع) فرموند: افتتح سفرک بالصدقه.
7- استفاده از فرصت ها .
8- خواندن آية الکرسی سوره های حمد، توحيد ، قدر، ناس، فلق.
9- محافظت بر نماز و پرهيز از سفری که در آن خوفِ فوت نماز است.
10- سوغاتی آوردن هنگام باز گشت از سفر برای همسر و فرزندان. امام صادق (ع) فرمودند:
«اذا سافر احدکم فقدم من سفره فليأت اهله بما تيّسر و لو بحـجر.»