خطبـة نمـازجمعـه
به امامت
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای منتظری

در مرکز اسلامی امام علی(ع) وين
در تاريخ
17 ارديبهشت 1389، 22 جمادی الاول 1431 و 07 مای 2010

اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله

 
 


يا عبادالله اوصيکم و نفسی بتقوی الله و اتباع امرِهِ
 
خطبه اول: چرا ديــن؟ بخش 13

چــــرا اسلام؟

امتيازات اسلام

در مسير پاسخ به سؤال «چرا اسلام» پس از بررسی اجمالی آئين های زرتشت، يهوديت، و مسيحيت به بحث «امتيازات اسلام» رسيديم.
در خطبه گذشته به اختصار ويژگــی «خرد پذيری و خرد پروری»، «اســلام و علم» اسلام را مطرح کرديم. اکنون در ادامه بحث گذشته به يکی ديگر از امتيازات اســلام به اختصار می پردازيم.
کتاب معصوم الهی؛ يکی از مهم ترين امتيازات اسلام بر ديگر اديان « کتاب آسمانی» آن است. قرآن مجيد، از چند جهت بر کتاب های ديگر اديان امتياز دارد.برخــی از اين جهات عبارت است از:
الف: کلام الهی؛ قرآن مجيد کتابی است که تمام آن از ســـوی خداوند بر پيامبر اکرم(صلی ا... عليه وآله)  ناز شده و تمام  الفاظ و کلمات به کار رفته در آن، عين کلام الهی است. به ديگر سخن، اسلام تنها دينی است، که مستقيماً کلام خدا را دردسترس بشر قرارمی دهد و انسان را با آن آشنا می سازد، در حالی که ديگر اديان، نه تنها از چنين امر مهمی تهی بوده بلکه حتّی ادعای آن را ندارند. 

ب: تحريف ناپذيری؛ قرآن کتابی است تحريف ناپذير که همواره اصالت و عصمت خود را در طیّ قرون حفظ و دست بشر را از دست بُــرد تحريف کوتاه کرده است؛ درحالی که هيچ يک از اديان موجود از اين ويــژگی برخوردار نيستند.

ج: عصمت؛ امـری افزون بر اصل الــهی بودن پيام قـرآن«عصمت» است و برای آن می توان مراحل زير را ذکر کرد:
- عصمت از ناحيه نازل کننده ( بقره /176؛ نســآء /122 و ...)
- عصمت از ناحيه فرشتــگان رساننده وحی به پيــامبر (صلی ا... عليه وآله) ( شـعراء/193)
- عصمت در دريافت وحی از ســـوی پيامبر(صلی ا... عليه وآله) (نجــم/3و 4، بيّنه /2 و ...)
- عصمت در ابــلاغ وحی به مردم از سوی پيامبر(صلی ا... عليه وآله) (نجم 3و 4)
- عصمت در بقا و استمرار تاريخی وحی در ميان بشر تا پايان تاريخ (فصلت /42، حجر/9 و ...)

د: معجزه جاويد و سند رسالت؛ هر چند پيامبران برای اثبات رسالت خود معجزه آورده اند؛ ليکن کتاب آسمانی آنها، غير از معجزه و سند رسالتــشان بوده است. "قرآن" تنها کتاب آسمانی است که خود معجزه است؛ يعنی هم کتاب رسالت است و هم برهان صدق آن. قرآن نه تنها معجزه است بلکه معجزه ای جاودان، باقی و سندی زنده بر رسالت است که قرن ها وعصــرها را در می نوردد و همــگان را به تحدی می طلبد. در حالی که معجزات پيــامبران پيشين، فقط نزد حاضـرين مشهوده بوده و اثــری از آن باقی نيست و جوامع بشری از مشــاهده آن محروم اند.
افزون بر آنچه گفته آمد  کتاب آسمانی اســـلام، امتيازات بی شمار ديــگری از جهت محتــوايي دارد که بــررسی آنها مجالی فراخ تر می طلبد. 

خطبـــــه دوم

در ادامه بحث از آداب اجتـماعی اسلام در اين خطبه به «آداب سخن گفتن» و «آداب شنيدن» می پردازيم.

o آداب سخن گفتن
 شخصيت آدمی از ميان کلمات و واژه هايی که درحين سخن به کار می برد پديدار می شود. لذا انسان های بزرگ در بدترين شرايط به هيچ وجه حاضر نيستند زبان خود را با کلامی که درخور شأن آن ها نيست بيالايند.
بايد کوشش کرد که درگفت وگو، هم کلمات والفاظ مؤدّبــانه باشد و هم نحوه بيان، و در کنار اينها، وضع صوت و کيفيت آهنگ و حرکات سر و دست و چشم نيز بر وفق ادب باشد.

o بــرخی از آداب سخن گفتن عبارتند از:

1. سخن بايد کوتاه، جامع وخالی از زوائد بــاشدتا موجب نفرت شنونده نشود.
اميرالمؤمنين علی "عليه السلام"  فرمودند: «طوبی لمن أنفق الفضل من ماله و أمسک الفضل من کلامه» (بحار الانوار، ج 71، ص 283،باب 78)
2. بجا و به موقع حرف زدن؛
3. صدا را بلند نکردن ؛ حضرت لقمان عليه السلام به فرزندش می گويد: «واغضض مِن صوتک إنَّ أنکرالاصوات لَصوت الحمير» ( لقمان 31/19)
4. حُسن گفــتار ؛ قرآن می فرمايد: « قولوا للناس حسناً» ( بقره 2/83)
امام حسن عسگری"عليه السلام" فرمودند: «قولوا لِلناس کُلِهم حُسناً مؤمنهم و مخالفهم» .
5.  هنگام سخن گفتن به فکر شنونده هم باشيد، چه بسا شنونده حوصله شنيدن سخنان شما را نداشته باشد.
6. نرم بودن ؛ خداوند هنگامی که حضرت موسی و برادرش را به سوی فرعون روانه کرد فرمود: «قولوا له قولاً ليّنا» ( طه20/44)
7- سخن گفتن ( بويژه با غير هم جنس) نبايد تحريک آميز باشد.
8- سنجيده گويي؛ امير المؤمنين (عليه السلام) فرموند: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه» ( نهج البلاغه ، ص 476) عاقل نخست فکر می کند بعد حرف می زند و نادان اول حرف می زند بعد فکر می کند.
9- سخن مفيد گفتن اميــرالمؤمنين(عليه السلام)» فرمود: «خير القول ما نفع» (بحارالانوار، ج 1)
10- تکيه کلامهای زايد را با تمرين حذف کردن
11- در بين سخن گفتن ديگران حرف نزدن.
12- در چند جا سخن گفتن مکروه است: تشيع جنازه، نزد مصيبت زده، قبرستان، نزد مريض، مجلس علم.

آداب شنيدن

«گفتن و شنيدن»، دو خطِ ارتباطی با مردم است. به تعبير ديگر، دو نعمت بزرگ الهی، قدرت گويايي و شنوايي است که سهم مهمی در ايجاد ارتباطهای انسانی دارد و برای داشتن روابطی سالم و سودمند، نيازمند آنيم که شيوه صحيح استـفاده از « زبان» و « گوش» را مورد توجه قرار دهيم.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «عَوّد أذنک حُسن الاستماع» ( شرح غرر الحکم)
در معاشرت، نحوه استفاده از قدرت شنوايي و به تعبير ديگر خوب شنيدن و درست گوش دادن، نقش مهمی دارد. بی اعتنايي به حرفهای گوينده، نشان بی ادبی است. بر عکس حسن توجه و ابراز علاقه، علامت ادب و تربيت اجتماعی و اعتنا کردن به موقعيت انسانی گوينده به شمار می آيد.
اينک به چند نمونه از اين آداب اشاره می شود که درروايات با عنوان «حسن الاستماع»
(خوب گوش دادن) ياد شده است.
به سخنان گوينده بايد با تحمل وصبوری گوش داد، تا کلامش به پايان برسد. بريدن حرف ديگران شيوه ای ناپسند ودليل بی ادبی است. در سيره اخلاقی حضرت رسول (ص) آمده است: هنــگامی که کسی سخن می گفت، به او گوش می داد، تا سخنش به پايان برسد.بريدن حرف ديگران شيوه ای ناپسند و دليل بی ادبی است .

1- شنونده نبايد خود را داناتر از گوينده فرض کند و به گفته های او گوش ندهد، يا بی اعتنايي کند، و پندارد هر چيز را می فهمد و نيازی به شنيدن و گوش دادن ندارد.
2- هر کس به موعظه و پند و راهنمايي ديگری می پردازد، دوست دارد شاهد حسن توجه و گوش دادن او باشد وعلايم پذيرش و تأثير و قبول را در او ببيند. اين شيوه، جامعه را به سمتِ برخورداری از راهنماييهای دلسوزانه و انتقادهای سالم پيش می برد.

از علل بی اثر بودن بسياری از هشدارها، تذکرها، انتقادها و نهی از منکرها، آن است که شنونده اين مواعظ و ارشادها، بنا را بر بی توجهی گذاشته يا خود را به ندانستن و نشنيدن می زند، يا چندان اهميتی برای آنها قائل نيست. نتيجه قهری چنين برخوردی نيز روشن است : دلسردی هشدار دهنده از تذکر و يأس از تأثير گذاری انتقاد سالم!
خيلی ها دل های آکنده از غم و خاطرات تلخ و نابسامانيها يي دارند که آنان را در فشار روحی قرار می دهد. درپی دو گوش شنوايند که درد دل کنند و با بازگويي دردمنديهايشان سبک شوند. آن که عاطفـــه نشان می دهد و به شِکوه ها و غمنامه های يک دردمند گــوش می سپارد و خود را علاقــه مند به شنيدن نشان می دهد، با او نوعی همدردی کرده است. اين روحيه خوب و بزرگ، ستودنی است.
روحيه گــرم و مردم دوستی، زندگيها را گرمتر و بار سنگين غمهای گرفتاران را سبکتر می سازد.
در خاتمه بايد به يک نکته توجه نمود که از آداب اجتماعی گوش دادن، رعايت «اذن» است.
اگر کسانی با هم  سخــن می گويند و مايل نيستند ديگری سخنانشان را بشنود، نــبايد گوش دهد. يا بايد از محل سخن گفتن آنان بيرون رفت، يا خود را به کاری ديگر مشغول ساخت که حرفهايشان به گوش نرسد، حداقل آنکه بی توجه بود، نه حساس برای گوش دادن و پی بردن به محتوای سخن آنان . در اين باره، فرقی نمی کند که سخن گفتنشان حضوری باشد، يا تلفنی.
امام صادق عليه السلام فرمود: «... و المستمع من قوم وهم له کارِهون، يُصبُّ فی اُذنَيه الانک و هو الاسرب» (بحار الانوار ج 61) پس « استراق سمع» از آداب ناپسند اجتماعی است که گاهی مفاسد و پيامدهای تلخی به دنبال دارد.


والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ابتداي صفحه