يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقين
خطبه اول
موضوع خطبه چرا ديــن؟ بخش 17
چــــرا اسلام؟
امتيازات اســلام
دين مبين اســلام در ميان ديگر اديان الهی ويژگی های ممتاز و منحصر به فردی دارد که همين امر سبب شده تا تنها دين برتر، جاودانی و جهانی برای سعادت و نجات بشريت باشد.
در خطبه های گذشته به امتيازات : « خرد پذيری و خردپروری»، « اســلام و علم»، « کتاب معصوم الهی»، « نظام حقوقی اسلام» ، « خاتميت» و « نفی نيست انگاری» اشاراتی کرديم اکنون در ادامه بحث به يک امتياز ديگر يعنی« عدم حاجت به عصری کردن دين» می پردازيم.
عدم حاجت به عصری کردن دين
مراد از عصری کردن دين، جايگزين ساختن دين يا کتاب های آسمانی جديد و تغيير پياپی آنها، همگام با تحولات عصری نيست؛ بلکه تغيير فهم و ارايه قرائت های گوناگون از دين به تناسب تحولات فکری، فرهنگی، و تاريخی است.
به عبارت ديگر، اگر کتاب مقدس سخن خدا نباشد و نويسندگان آن برداشت خود از پيام الهی را نگاشته باشند- برداشتی که تابع فرهنگ زمان و علوم و دانسته های آن زمان بوده و عاری از خطا و اشتباه نمی باشد_ هيچ دليل منطقی بر تعبد در برابر نصّ نخواهد ماند و هرکس می تواند دين را مطابق پسند و فرهنگ حاکم بر زمان خود فهم و تفسير کند!
صرف نظر از اين که در چنين روی کردی به دين، به جای رهبری دين برای بشريت بايد به رهبری بشريت برای دين ملتزم شد، « آنارشيزم معرفتی» را بايد پذيرفت !! زيرا با نبود نصی الهی آنچه باقی می ماند تفاسير و برداشت های مؤلفان بشری است که طبعاً به تعداد تک تک آنها دين خاص متولد خواهد شد. در دين برحق، برتر و جهانی و جاودانی اســلام، در دسترس بودن متن وحــی، جامعيت دين، هماهنگی اســلام با عقل و علم، اجتهاد زنده وپويا، هماهنگی دين با فطرت ثابت بشری، وجود قوانين ثابت برای نيازهای ثابت و قوانين متغيير برای نيازهای متغير و بسياری از عوامل ديگر، حاجت به عصری شدن ولجام گسيختگی در تفسير دين را مسدود می سازد.
افزودن بر آنچه گذشت امتيازات ديگری برای اسلام قابل شمارش است؛ از جمله: مورد بشارت انبيای پيشين بودن و اعتـبار پذيری اديان الهی و پيامبران پيش از اســلام و ... که به جهت اختصار از بررسی آنها خود داری می کنيم.
نماز گزاران گرامی برای آگاهی بيشتر می توانيد به اين منابع مراجعه کنيد:
بشارت های کتاب مقدس (مير مصطفی تامر) احمد موعود انجيل و منشور جاويد (جعفر سبحانی)، محمد (ص) فی کتاب المقدس(داوود عبدالاحد)، عهدين قرآن و علم (موريس بوکای، ترجمه حسن حبيبی)، در آمدی بر الهيات تطبيقی اســلام و مسيحيت (عبدالرحيم سليمانی اردستانی).
خطبــــه دوم
يکی از مهم ترين آداب اجتماعی اســلام رعايت «حق الناس» است؛ که در اين خطبه چند کلمه ای درباره آن بحث می کنيم:
حق الناس
توجه به حق الناس از مهم ترين دستورهای اسلامی است و طولانی ترين آيه قرآن در باره حق الناس است (سوره احزاب ، آيه 53) در بسياری از ابواب فقه سخن از حق الناس است: در نماز تأکيد بر آن است که لباس و مکان نماز گزار غصبی نباشد، در معامله وکسب سخن از رضايت طرفين است و ... بحث از حق الناس است. مال و جان و عرض مسلمانان حرمت خاصی داردو اگر تضييع شود تنها با ندامت و پشيمانی جبران نمی شود. اميرالمؤمنين عليه السلام يکی از شرايط توبه را ادای حقوق مردم ذکر نموده است. (نهج البلاغه حکمت 417) اگر کسی از راه حرام مالی به دست آورده، بايد برگرداند؛ و اگر آبروی کسی را برده، بايد حلاليت بطلبد. بر اين منظور لازم است برای رسيدگی به حقوق ديگران دفتری داشته باشد تا آن جا که می داند و می تواند حقوق ديگران را ادا کند و اگر نمی تواند وصيت کند تا بعد از او بدهی اش را بدهند يا حلاليت بطلبند. نقل شده است که پيامبراکرم (ص) از يارانش سؤال کردند: آيا می دانيد مفلسان امت من چه کسانی هستند؟ گفتند: يا رسول ا...، مفلس ما کسی است که پول و مال ندارد. حضرت فرمود: «المفلس من امتی من يأتی يوم القيامه بصلاة و زکاة و صيام، و يأتی قدشتم هذا و قذف هذا، و أکل مال هذا، و سفک دم هذا، فيعطی هذا من حسناته، و ان فنيت حسناته قبل ان يقضی ما عليه اخذ من خطاياهم، فطرحت عيله، ثم طرح فی النار» ( الحأجّة البيضاء ، ج 8)؛ از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه «انّ ربّک لبالمرصاد»، آمده است: «قنطرة علی الصراط لا يجوزها عبدٌ بمظلمة» ( بحار الانوار ، ج 8 ، باب 22)
همه مردم احترام به حق الناس را به ظاهر می پذيرند؛ اما در عمل بسياری از حقــوق مردم را تضييع می کنند: در اين جا به چند نمونه از آن ها اشاره می کنيم:
• تصرف در اموال ديگران بدون اجازه ؛
• سهل انگاری در پرداخت بدهی و امانت؛
• ايجاد مزاحمت برای ديگران؛
• تصرف در مال خمس نداده؛
• غيبت؛
• شايعه پراکنی؛
• توهين؛
• ريختن آبروی ديگران ...!!