خطبـة نمـازجمعـه
به امامت
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای منتظری

در مرکز اسلامی امام علی(ع) وين
در تاريخ
21 خرداد 1389، 28 جمادی الثانی 1431 و 11 يونی 2010

اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله

 
 

يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقين

خطبه اول: چــــرا دين؟ بخش 19

چــــرا اسلام؟
چرا تشيع؟ (1) و (2)
در خطبه های گذشته چرايي دين و چرايي اسلام را بررسی کرديم. اکنون اين پرسش مطرح می شود که با وجود فرقه ها و مذاهب مختلف در جهان اسلام چه بايد کرد؟ آيا می توان به حقانيت مساوی همه مذاهب موجود فتوا داد يا در اين ميان تنها يکی از نحله های اسلامی درصراط مستقيم قرار دارد؟ اگر چنين است راه درست کدام است و چگونه می توان آن را در ميان راه ها و مسالک گوناگون باز شناخت؟
پيشاپيش بايد توجه داشت که بررسی جامع و همه جانبه اين مسأله نيازمند تأليف ده ها جلد کتاب است. آن چه در اين خطبه ها مطرح می شود تنها پاسخی گذرا و فشرده به سؤال «چرا تشيع؟» است.
برای پاسخ به سؤال مذکور ناچار ابتدا بايد چند مطلب را به عنوان مقدمه بيان کنيم.

«ملاک مسلمانی»

شاخص وملاک اصلی مسلمان بودن از نظر قرآن مجيد عبارت است :
ايمان به خدا، ايمان به رسول و ايمان به آنچه پيامبر برای هدايت و نجات بشريت آورده است.

بر اين ادعا پنج دليل وجود داد:
1. لزوم پيروی از خدا وپيامبر در آيات : نساء 59 ؛ تغابن 12؛ مائده 92؛ آل عمران 32، انفال 1/ 20/ 24/ 27/ حجرات 1؛ و نيز اين دو آيه:
يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول  ( محمد/ 33)
ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا  ( حشر/ 7)

2. مرجعيت نهايي خدا و پيامبر برای حل اختلافات.
فان تنازعهم فی شیء فردّوه الی الله و الرسول ( نساء / 59)

3. اطاعت از پيامبر، اطاعت از خداوند است.
من يطع الرسول فقد اطاع الله ( نساء /80 )

4. بنياد وحيانی سخنان پيامبر؛
و ما ينطق عن الهوی ان هو الاّ وحی يوحی( نجم /3و4)

5. لزوم شناخت اولی الامر؛
اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولی الامر منکم( نساء/59)

«افتراق امت»

امت اسلامی پس از رحلت پيامبر(صلی ا... عليه و آله) به علل مختلفی به گروه ها و فرقه های مختلفی تقسيم شدند؛ نخستين و عمده ترين آنها تقسيم به دو گروه شيعه و سنی است. تشيع يا «مکتب اهل بيت»  به دليل توصيه های  مکرر پيامبر اسلام (صلی ا... عليه و آله) پس از رحلت آن حضرت درکنار قرآن و سنت پيامبـــر(صلی ا... عليه و آله) بر افضليت، اعلميـت و عصمت اهل بيت عليهم السلام و لزوم تبعيت از آنان تأکيد می ورزد.
از نظر شيعه، امامت امت پس از پيامبر بر عهدة امامان معصوم عليهم السلام است که همگی از اهل بيت پيامبرند و به وسيله نص به امت اسلامی معرفی شده اند، اولين آن ها حضرت علی (عليه السلام) و آخرين آن ها حضرت مهدی (عجل ا... تعالی فرجه الشريف) است که به اعتقاد همه مسلمانان منجی نهايي بشريت و عدالت گستر جهانی است. درمقابل، تسنن و به تعبير ديگر « مکتب خلفا» وابستگی امامت به نص و نيز شرط بودن عصمت درآن را انکار نموده و امامت را امری زمينی و غير مشروط به عصمت می داند.
در نظر اين گروه پس از پيامبر کسی دارای مقام عصمت و علم لدنی نيست. در عين حال ايشان سنت و سيرة خلفای راشدين و عمل اصحاب را لازم الاتباع می دانند.

بنابراين مرجع و حجت شرعی نزد شيعه عبارت از:
قرآن، سيره پيامبر(صلی ا... عليه و آله) و سيره اهل بيت عليهم السلام و نزد اهل سنت عبارت است از: قرآن، سيرة پيامبر(صلی ا... عليه و آله) سيره خلفای راشدين و عمل اصحاب. با اين حساب روشن می شود که تفاوت اين دو گروه تنها در رهبری سياسی پس از پيامبر نيست بلکه حجت ومرجع معتبر دينی از وجوه اساسی تمايز آن دو است.

خطبــــــه دوم

يکی از آداب اجتماعی اسلام « آداب مجلس است» دراين خطبه برخی از مهمترين آداب مجلس را با هم مرور می کنيم:

آداب مجلس

1.
نبايد مسائلی مطرح شده در مجلس خصوصی را بدون اجازه برای ديگران باز گو کرد.
امام صادق عليه السلام فرمود: « المجالس بِالامانه، و لَيس لاحَدٍ ان يحدَّثَ بِحديث ِ يَکتُمُه صاِحبُهُ الاّ بِاذنِه ...» (کافی، ج 2،ص660،باب المجالس بالامانه ،ج 3

2. مناسب است انسان هر جای مجلس جا هست بنشيند. امام صادق عليه السلام فرموند:
« کان رسول ا... صلی ا... عليه و اله اذا دخل منزلاً قعد فی ادنی المجلس اليه حين يدخل » (کافی ج2، ص 662، باب الجلوس، ج8)

3. مناسب است درتابستان که هوا گرم است با فاصله بنشيند. از پيامبر صلی الله عليه و اله  نقل شده است :
« ينبغی للجلساء فی الصيف أن يکون بين کل اثنين مقدار عظم الذارع، لئلا يشق بعضهم علی بعض فی الحر» .

4. در مجلسی که در آن گناه و غيبت می شود، ونيز در مجالسی که آيات قرآن و ارزشهای دينی مسخره می شود نبايد نشست. قرآن می فرمايد: « إذا رأيت الذين يخوضون فی آياتنا فأعرض عنهم حتی يخوضوا فی حديثِ غيره ... » ( انعام 68)

5. در مجالس درس، سخنرانی و مداحی بايد سکوت را رعايت نمود. گاه برخی از افراد در اين گونه مجالس خواسته يا ناخواسته با دوستان خود صحبت می کنند که خلاف ادب و نوعی توهين به گوينده و مجلس است.

6. لازم است در مجالس رعايت حال ديگران بشود. اگر انسان می خواهد سخنرانی يا مداحی کند و يا حتی خاطره و نکته ای تعريف کند بايد مراعات حال ديگران را بکند.

7. گاهی برخی در بعضی از مجالس مشغول سخنانی می شوند که برای ديگر افراد مجلس خوشايند نيست مانند لطيفه و خاطراتی که از ضعف مردم يک شهر و يا قومی حکايت می کند مانند ترک، فارس، عرب، رشت، قزوين و چه بسا موجب کينه و کدورت شود. گاهی افرادی هستند که نبايد چنين سخنانی را بشنوند، مانند مسائل مربوط به خانواده دربرابر کودکان و نوجوانان و کسانی که همسر ندارند و يا مسائل اطلاعاتی و سری که بايد ازطرح آن در برابر ديگران خودداری کرد.

8. پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم فرموند:  چون درمجلسی نشستيد قبل از برخاستن از آنجا بگوييد: « سبحانک اللهم و بحمدک ، اشهد ان لا اله الا انت أستغفرک و أتوب اليک» ( منيه المريد ص220)

9-  يکی از آداب مجلس که در قرآن به آن سفارش شده جا دادن به ديگران است. مجالس و محافل، دارای ظرفيت محدودی هستند به طوری که اگر همه افراد بخواهند کاملاً راحت بنشينند جا برای ديگران تنگ می شود و در نتيجه همه نمی توانند درجای مناسب بنشيند. از اين نظر، قرآن می فرمايد:
«يا ايها الذين امنوا اذا قيل لکم تَفسَّحوا فی المـَجالِسِ فَافسَحُوا يَفسحِ الله لَکم و اذا قيل انشُزوا فَانشُزوا ... »  (مجادله/11)

10- امام موسی کاظم عليه السلام  فرمودند:
«لا تَجلسوا عند کُلّ عالِم الاّ عالمٍ يَدعوکم مِن الخَمس الی الخَمس: مِن الشَّک الی اليقين، و مِن الکبر الی التواضع، من الرياء الی الاخلاص، و من العداوه الی النصيحه، و من الرغبه الی الزهد> (بحارالانوار، ج1، ص205، باب 4، ح28)
 بسا افرادی که در جلسات مذهبی شرکت می کنند بعد از پايان جلسه عمل خود را با غيبت و تهمت و ... نابود می سازند در حالی که نگه داشتن عمل بسيار مهم است.

نجوا يا سخن درگوشی: يکی از آداب مجالس عمومی که ديگران هم نشسته اند و ما را می بينند اين است که از سخن گفتن درگوشی و به اصطلاح، پچ پچ کردن بپرهيزيم . در جمعی که افراد مختلف حضور دارند، اگر دو نفر باهم به طور خصوصی و در گوشی يا با زبان محلی و زبان قومی صحبت کنند، طبعاً اين کار سبب رنجش ديگران می شود و برايشان سؤال انگيز است که چرا می خواهند مطالبی را از آنان پنهان دارند و چرا آنان را نا محرم و بيگانه می دانند.
البته در بعضی موارد ممکن است اين کار ضرورت پيدا کند. مانند آن که بايد مسأله ای خصوصی را به کسی بگويد و نخواهد ديگران بفهمند . در اين صورت اگر بتواند بايد آن  را در جايي که ديگران نباشند به او بگويد . اما گاهی وقت تنگ است و بايد زودتر مطلب را به او گفت، هر چند که در بين جمع باشد. در اين صورت، سخن گفتن در گوشی، اشکالی ندارد.


والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ابتداي صفحه