خطبـة نمـازجمعـه
به امامت
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای منتظری

در مرکز اسلامی امام علی(ع) وين
در تاريخ
18 تير 1389، 26 رجب 1431 و 09 يولی 2010

اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله

 
 

يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقين

خطبه اول: چــــرا دين؟

     چــــرا اسلام؟
چرا تشيع؟ (6 )

در خطبه های پيشين به حديث ثقلين و نتايج الزام آور آن  اشاراتی کرديم. در اين خطبه با طرح «کيستی اهل بيت عليهم السلام»  به اين بحث خاتمه می دهيم.

کيستی اهل بيت عليهم السلام
 پيامبر اعظم صلی ا... عليه و آله و سلم در مواقع مختلف اهل بيت عليهم السلام و امامان ايشان را معرفی کرده اند.
عمر بن خطاب از پيامبر اکرم صلی ا... عليه و آله و سلم پرسيد: آيا بايد به همه اهل بيت تمسک کنيم؟ پيامبرصلی ا... عليه و آله و سلم فرمودند: خير! بلکه به اوصيای اهل بيت ام: اول آن ها برادر، وزير وارث و خليفه ام در بيان امت و آن کس که ولی هر مؤمنی است؛ پس از او فرزندم حسن و بعد از او فرزندم حسين است، آنگاه نُه نفر از فرزندان حسين يکی پس از ديگری ...» (کتاب فرائد السمطين ، جلد 1، ص 317).
در بسياری از کتاب های  روايي معتبر نزد اهل سنت رواياتی وجود دارد که پيامبر صلی ا... عليه و آله و سلم بر جانشينی دوازده خليفه بعد از خود تصريح نموده است که جز بر امامان دوازده گانه اهل بيت عليهم السلام  قابل انطباق نيست.
پاره ای از اين روايات، عبارتند از :

1- کار مردم پيوسته می گذرد تا دوازده مرد بر آنان فرمان برانند صيح مسلم (به شرح نوری ج 12، ص 202) .
2- شمار جانشينان من به تعداد نقبای موسی (دوازده نفر) است.(کنز العمال، حديث 14971).
3. تا وقتی که دوازده خليفه و جانشين بر شما حکومت کنند دين پيوسته پا بر جاست.
(صيح مسلم جلد 6 کتاب الأماره، صيح بخاری جلد 4 ص 165).
4. کار اين امت همواره پا برجاست تا دوازده خليفه و جانشين بر آنان بگذرند که همگی از قريش اند.
(منتخب کنز العمال، ج 5، ص 338) .
5. الائمه بعدی اثنی عشر، تسعه من صلب الحسين و التاسع مهديهم.
(کتاب کفايه الاثر، ص 23).
نظير اين روايت راکه از اهل سنت در مورد تعداد ائمه عليهم السلام وارد شده است می توان دراين منابع مطالعه کرد:
(ينابيع الموده ص 2 و ص 44، البدايه و النهايه ج 6 ، ص 3247 سنن ابن ماجه جلد 4 ، ص 4085، مسند احمد بن حنبل ج 5، ص 183، و ص 645، سنن ابی داوود جلد 4 ص 107).
6. امام الحرمين جوينی درکتاب فرائد السمطين ج 2، ص 312، از ابن عباس از پيامبر صلی ا... عليه و آله و سلم نقل می کند که ايشان فرمودند:
«من سرور پيامبرانم و علی سرور اوصيا. اوصيای بعد از من دوازده نفــراند اولشان علی است و آخرشان مهدی».
بنابراين با نصوص متعدد و بسيار ی که از پيامبر اکرم صلی ا... عليه و آله و سلم در مورد تعداد ائمه وارد شده و اهل سنت و شيعه آن را نقل کرده اند،  بخشی از پاسخ سؤال «چرا تشيع؟» روشن می شود.

خطبـــــه دوم


يکی از آداب اجتماعی مهم در اسلام آداب «سلام» است. در اين خطبه برخی از آداب سلام را مرور می کنيم.
از آيات (حجر/52؛ نور/69) و روايات (بحارالانوار، ج 76،ص 12،باب 97،ح46) بر می آيد «سـلام» تحيت مخصوص و شعار شريعت اســلامی است. خداوند متعال، پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله وسلم را به اين سنت پسنديده موظف کرده و فرموده است:
«وَ اذا جاءَکَ الذين يؤمنونَ باياتنا فَقُل ســلام عَليکُم ...» (انعام/54)
پيامبر صلی ا... عليه و آله و سلم در سيرة عملی خود، مروج اين سنت پسنديده و انسانی بود و در ســلام بر مسلمانان پيش دستی می کرد، تا آنجا که از سلام کردن به کودکان نيز خوداری نمی ورزيد و می فرمود: «پنج چيز است که آن ها را انجام می دهم تا پس از من در ميان امتم سنت شود: يکی از آن ها ســلام به کودکان است».
(بحار الانوار، ج 76، ص 10، باب 97،ح 38)
شايسته است مسلمانان نيز به اين شعار اســلامی عمل کنند و هنگام ديدار برادران دينی، با ســلامی آرامش بخش، آنان را مسرور و روابط اجتماعی خود را محکم کنند، چنانکه رسول خدا صلی ا... عليه و آله و سلم سفارش می کند: «اِذا تَلاقَيتُم فَتلاقُوا بِالتسليمِ...» (بحار الانوار، ج76،ص 4-5،ح13).
اهميت سلام: ســلام کردن در فرهنگ اسلامی از نشانه های تواضع شمرده شده است. سلام دهنده خود را در سطح همکيشان خود می بيند، برای خويش، شخصيت کاذب و دروغين نمی سازد و خود را يک سر و گردن بالاتر از ديگران نمی بيند، به آسانی با آنان انس می گيرد، با صفا و صميمت با آنها ديدار می کند و بدين وسيله به تکبر و خود بزرگ بينی دچار نمی شود.
امام صادق عليه السلام می فرمايد: « مَِن تواضعِ اَن تُسلَّمَ علی مَن لَقيت».(بحارالانوار، ج76،ص 3،باب 97،ح4.
سلام روح اخوت و برادری را در جامعة اسلامی حکم فرما می کند. از اين رو، بيشترين پاداش، از آن کسی است که ابتدا به ديگری سلام می کند، اميرالمؤمنين (عليه افضل صلوات المصلين) می فرمايد: «للسلام سَبعونَ حَسَنه تِسع و ستونَ لِلمبتدی و واحده للراد».(بحارالانوار، ج76،ص 11،باب 97،ح 46).
مسلمانان بر اساس تعاليم اسلامی، موظفند درديدار با برادران دينی، قبل از شروع به سخن، به آنان سلام کنند. بر اين اساس، کسی که قبل از سلام، شروع به سخن کند، شايسته پاسخ نيست. رسول خدا صلی ا... عليه و آله و سلم می فرمايد: «من بَدا بِالکلامِ قَبلَ السلام فلا تُجيبوهٌ».(بحار الانوار، ج 76،ص3،باب 97،ح6).
به طور کلی، سلام کردن، کمترين ابراز احترام و محبت کردن هر مسلمان، به ديگران است. و کاری بی درد سر و بی زحمت تر از آن نيست. حال اگر کسی آن قدربه بردار دينی خود بی اعتنا و بی توجه باشد که حتی از سلام کردن هم دريغ ورزد، آيا می توان برای اين حالت او نامی جز بخل گذاشت؟ رسول خدا صلی ا... عليه و آله و سلم می فرمايد:«اِنّ أبخَلَ الناسِ مَن بخل بالسلام». (بحار الانوار، ج 76، ص4، باب 97،ح11).

آداب سلام
سلام کردن مانندهر سنت اسلامی، دارای آدابی است که رعايت آنها، تأثير آن را بيشتر می کند. برخی از آنها عبارتند از:
الف) چه کسی سلام کند؟ پيامبر خدا صلی ا... عليه و آله و سلم فرمود:« کوچک به بزرگ، يک نفر به دو نفر، گروه اندک به گروه بسيار، سواره به پياده، عابر به ايستاده، و ايستاده به نشسته سلام کند».
ب) افشای سلام: از آنجا که سلام از شعارهای اسلامی است و مسلمانان بدان شناخته می شوند،افشای سلام اهميت خاصی پيدا می کند. پيامبر خدا صلی ا... عليه و آله و سلم می فرمايد: «اَلا أخبِرُکُم بِخير أخلاقِ اهل الدنيا و الاخره؟ قالوا: بَلی يا رُسول الله.فَقالَ : افشاءٌ السّلام فی العالم». (مستدرک الوسائل، ج8،ص 362،ح 9676).
ج). پاسخ شايسته: هر چند سلام کننده با آغاز به سلام، بيشترين ثواب را به خود اختصاص می دهد، ليکن طرف مقابل نيز بايد پاسخ شايسته بدهد. قرآن کريم می فرمايد:
«وَ اذا حُيِتُم بِتَحِيَّه فَحيوا بِاحسَنَ مِنها أو رُدُّها». (نساء/86).
د). تساوی در سلام: مسلمانان نبايد در سلام، تفاوتی ميان افراد از جهت دارايي و فقر قائل شود. امام رضاعليه السلام می فرمايد: «مَن لَقیَ فَقيراً مُسلماً فَسَلمَ خِلافَ سَلامِهِ عَلی الغنیَّ، لَقی الله عزوَجلّ يوَمَ القيامه وَ هو عَليه غَضبان». (بحارالانوار،ج 72 ،ص 38،باب 94،ح 31)
هـ). پرهيز از افراط و تفريط: نکته ديگر ميانه روی درسلام است. گاهی سلام به قدری همراه با احترام است که بيشتر به تظاهر و ريا و چاپلوسی می ماند و گاهی نيز به تناسب موقعيت معنوی افراد، ســلام مناسبی به آن ها داده نمی شود که هر دو نارواست. بايد به تناسب موقعيت معنوی، هر کس به او سلام کرد.
«لا تَبلغُ فی سلامِکَ عَلی الاخوانِ حَدَّ النفاقَ، و لا تَقصرهُم عَن دَرَجه الاستحقاق». (شرح نهج البلاغه، ج 20،ص 315).

جواب سلام
از آداب معاشرت در اسلام، جواب سلام است که از يک نظر اهميت بيشتری از سلام دارد. قرآن کريم می فرمايد:«و اذا حييتّم بتحية فحيوا بأحسن منها أو ردّوها ان الله کان علی کل شیء حسيبا». (نساء/86) تحيتی که شعار اسلام شده سلام است و گفتن آن مستحب، اما جواب دادن به آن واجب است.
پاسخ هر تحيتی در آداب و فرهنگ اسلام بايد کامل تر از آن و يا دست کم مطابق آن باشد، مثلاً اگر کسی بگويد: «سلام عليکم»، در پاسخ او بايدگفت: «سلام عليکم و رحمة الله» و يا اگر بگويد: «سلام عليکم و رحمة الله» در پاسخ او بايد گفت: «سلام عليکم و رحمة الله و برکاته».


والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ابتداي صفحه