خطبـة نمـازجمعـه
به امامت
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای منتظری

در مرکز اسلامی امام علی(ع) وين
در تاريخ
01 مرداد 1389، 11 شعبان 1431 و 23 يولی 2010

اُوصيکُم عِبادَالله وَ نَفْسی بِتَقْوَی الله

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم
اعوذبالله من الشيطان الرجيم
يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقين
 
موضوع خطبه  بر کرانه قرآن
بخش 2 

خطبه اول

در خطبه گذشته بيان کرديم که کتاب آسمـانی اسلام چهار اسم و پانزده وصف برای خود بيان کرده است.
اسامی قرآن عبارت است از: قرآن، کتاب، ذکر، و فرقان.
اوصاف قرآن عبارت است از : مجيد، کريم، حکيم، عظيم، عزيز، مبارک، مبين، متشابه، مثانی، عربی، غيرذی عوج، ذی الذکر، بشير، نذير، قيّم.


• معانی قرآن
در معنای قرآن پنج وجه گفته شده است که می توان آن ها را به سه دسته تقسيم کرد:

1. قرآن، اسمی جامد و عَلَم و ارتجالی است و بدون آن که پيشينه استعمال در زبان عرب دانسته باشد. خداوند به عنوان اسم خاص برای وحيي که بر پيامبرش نازل فرموده قرار داده است. (شافعی)

2. قرآن اسمی است مشتق و غير مهموز:
الف. از قرآن الشیء بالشیء؛ يعنی چيزی را به چيزی ضميمه کردن.
علت اين نام گذاری، مقرون بودن سوره ها و آيات و حروف به يکديگر است. ( اشعری و جمعی ديگر)
ب. از قرائن جمع قرينه مشتق شده است. چرا که آيات قرآن يکديگر را تأييد می کنند و هر آيه قرينه آيات ديگر است.(فرّا)

3. قرآن مشتق و مهموز است.
الف. از قَرء به معنای جمع کردن گرفته شده است. عرب وقتی بخواهد بگويد: آب را در حوض جمع کردم، می گويد: قرأت الماء فی الحوض. علت اين نام گذاری آن است که اين کتاب همة ثمرات کتاب های آسمانی پيشين را در خود جمع کرده است.(ابن اثير و ...)
ب. از ماده قرأ به معنای تلاوت است. در اين جا از باب تسميه مفعول به مصدر، مقروء، يعنی خوانده شده و يا خواندنی . مانند کتاب که به معنای نوشتن است به مکتوب ( نوشته شده) اطلاق می شود.
به دلايل متعددی اين وجه تسميه از ساير وجوه قوی تر به نظر می رسد.

خطبه دوم

سيرة پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله وسلم
به مناسبت ماه مبارک شعبان که ماه پيامبر بزرگوار اسلام نام گرفته است درخطبه دوم مروری بر سيرة آن اسوة عظيم الشأن خواهيم داشت.
مقدمه ؛
سيرة در لغت به معنای نوع راه رفتن و در اصطلاح عبارت است از: قــانون مندی حاکم بر رفتار،گفتــار و اخلاق. بنابر اين هنگامی که از سيرة پيامبر اکرم(ص) سخن می گوئيم در واقع در بارة سبک و اسلوب آن بزرگوار در رفتار فردی و اجتماعی بحث می کنيم.
نمونه هايي از سيرة پيامبر اعظم(ص)

1. رفتار با زنان: سيرة پيامبر خدا(ص) در رفتار با زنان تکريم و شخصيت بخشی، به ايشان بوده است. 
 -بارها به اصحاب خود می فرمودند: «الا خيرکم خيرکم لنسائه و انا خيرکم لنسايي» (محجة البيضاء، ج 3، ص 98)
- در محيط خانه به همسران خود در انجام کار ها کمک می کردند.
- پيامبر(ص) فرمودند: انسان با شخصيت زنش را محترم می شمارد ولی آدم پست آن را بی مقدار می داند.(جامع السعادات، ج2، ص 139)

2. زندگی همراه با زهد و تواضع: آن بــزرگوار روی زمين به صورت دستـــه جمعی غذا ميل می کردند. هر کس از ايشان دعوت می کرد می پذيرفتند. هرگز ديده نشد که پيامبر اجازه بدهند نيم خورده او را بر ای شفای مريض بردارند.
در حالت تکيه غذا نمی خوردند. سير نشده از سر سفره بر می خواستند و خدا را حمد و سپاس می کردند. 

3.دوستی و مدارا با مردم: پيامبر خدا انسان ها را مظهر آيات الهی می دانست و ايشان را بسيار دوست می داشت و بر سعادت و هدايت آنها حريص بود. سختی های زندگی مادی و گمراهی مردم برای وی غم انگيز بود.
در تاريخ آمده است: روزی يک يهودی به دروغ ادعای طلب کاری از حضرت کرد و او را از حرکت باز داشت، عمامه اش را به گردن وی پيچيد، آن حضرت نه تنها عکس العمل خشونت باری نشان نداد بلکه با او مهربانی کرد و از برخورد اصحاب با او نهی فرمود و به گونه ای که آن شخص  به جهت مهربانی آن بزرگوار شرم سار شود مسلمان شد.
4. ميهمان نوازی
5. عدالت گستری
6. عبادت و استغفار
7. ايمان خالص
8 . مشورت با ديگران
9. استقامت در سختی ها
10. ايثار و از خود گذشتگی 


والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ابتداي صفحه