نقش قرآن در زندگی انسان (27)

 اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله

تحريف در لغت، برگردان يک چيز از معنا و شکل اصلی است.

تحريف به چند معنی به کار رفته است که بعضی از آن معانی در قرآن واقع شده است؛ ولی بعضی از معانی ديگر در قرآن واقع نشده است.

1- تحريف در معنا: يعنی استعمال کلمات قرآن در معنايی که مراد قرآن نيست. تحريف به اين معنا در قرآن واقع شده است.

قرآن کريم در مورد گروهی از يهوديان می فرمايد که آنان گفتار خدا را از معانی حقيقی به معنای ديگر تغيير دادند.

«مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً»[1]

«بعضی از يهود، سخنان را از جای خود، تحريف می‏كنند؛ و (به جای اينكه بگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم‏») می‏گويند: «شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز می‏گويند:) بشنو! كه هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‏گويند:) راعنا ( ما را تحميق كن! )» تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها (به جای اين همه لجاجت) تند: «شنيديم و اطاعت كرديم؛ و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم)، برای آنان بهتر، و با واقعيت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است؛ از اين رو جز عده كمی ايمان نمی‏آورند.»

«فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»[2]

«ولی بخاطر پيمان‏شكنی، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگين نموديم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحريف می‏كنند؛ و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند؛ و هر زمان، از خيانتی (تازه) از آنها آگاه می‏شوی، مگر عده كمی از آنان؛ ولی از آنها درگذر و صرف‏نظر كن، كه خداوند نيكوكاران را دوست می‏دارد!»

2- تحريف در حروف و حرکات

اگر حروف و يا حرکات بعضی از کلمه های قرآن تغيير داده شود به طوری که معانی آن تغيير نکند، اين گونه تحريف مضرّبه قرآن نيست و ممکن است در قرآن واقع شده باشد.

3- تحريف در کلمات قرآن: به اين معنا که کلمه يا کلماتی از قرآن برداشته شود يا به آن افزوده شود به طوری که به حقيقت قرآن ضرر نرساند، امکان وقوع تحريف به اين معنا در قرآن نيز منتفی نيست.

4- تحريف به معنی زياد شدن آيه يا آياتی در قرآن کريم:

تحريف به اين معنا اصلاً در قرآن راه نيافت و همه ی مسلمانان بر اين مطلب اتفاق نظر دارند. زيرا کسی قدرت آوردن مانند قران را ندارد؛

«قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا»[3]

«بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد; هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.»

«وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»[4]

«و اگر در باره آنچه بر بنده خود ( پيامبر) نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد ،( دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد; و گواهان خود را – غير خدا – براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد!»

«وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»[5]

«شايسته نبود (و امكان نداشت) كه اين قرآن، بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود; ولى تصديقى است براى آنچه پيش از آن است (از كتب آسمانى)، و شرح و تفصيلى بر آنها است; شكى در آن نيست، و از طرف پروردگار جهانيان است. آيا آنها مى‏گويند: «او قرآن را بدروغ به‏خدا نسبت داده است‏»؟! بگو: «اگر راست مى گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد; و غير از خدا، هر كس را مى‏توانيد (به يارى) طلبيد!»

5- تحريف به معنی کم شدن آيه يا آياتی ا زقرآن کريم:

تحريف به اين معنی را عدة معدودی از علما پذيرفتند و معتقد شدند که تعدادی از آيات قرآن کريم سافط شد ولی اکثر علمای اسلام وقوع تحريف به اين معنا د رقرآن را نپذيرفتند و آن را رد کردند.

علامه طباطبايی در ذيل آية نه سوره حجر، دلائلی بر تحريف نشدن قرآن اقامه کرد و می فرمايد:

  • خلاصه دليل ما بر تحريف نشدن قرآن اين است که اگر قرآن تحريف شده باشد بر اوصافش [يعنی در از بين بردن اختلاف و هدايت کردن و معجره بودن و نور و ذکر بودن و برتری بر ساير کتب آسمانی داشتن] محفوظ نيست؛ و حال آن که ما می بينيم قرآن موجود در عصر ما، تمامی آن اوصاف را به بهترين شکل داراست از اين جا می فهميم که دستخوش تحريفی که اوصاف قرآن را از بين ببرد، نشده است. و قرآنی که در دست ماست همان است که به رسول خدا نازل شده است. پس اگر فرض شود که چيزی از قرآن ساقط شده و يا از نظر زير و زبر کلمات و يا ترتيب آيات دچار دگرگونی شده باشد بايد قبول کرد که اين دگرگونی به نحوی است که کوچک ترين اثری در ويژگی ها و آثار و اوصاف قرآن که قبلاً ذکر شد ايجاد نمی کند يعنی اعجاز قرآن و رفع اختلاف و هدايت توسط قرآن و نوريت و ذکريت و برتری قرآن بر ساير کتب آسمانی، از بين نمی رود.
  • احاديثی که می فرمايد در هنگام بروز فتنه ها و برای حل مشکلات به قرآن مراجعه کنيد، دليل ديگر بر عدم تحريف قرآن است.
  • حديث ثقلين نيز دليل ديگر است؛ رسول خدا(ص) فرمود:

«انی تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتی اهل بيتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا»

«من دو چيز گران بها در بين شما گذاشته ام، قرآن و فرزندان معصومم؛ اگر به آن ها بچسبيد هرگز بعد از من گمراه نمی شويد.»

  • رواياتی که از طريق رسول خدا(ص) و امامان عليهم السلام رسيده که دستور داده اند احاديثشان بر قرآن عرضه شود، اگر کتاب الهی تحريف شده بود، اين گونه احاديث بی معنا می شود.
  • دليل ديگر بر عدم تحريف قرآن اين است که دستور است در نمازهای واجب بعد از حمد يک سوره ی کامل خوانده شود هر سوره ای باشد فرقی ندارد اگر قرآن تحريف شده باشد، نماز با مشکل مواجه می شود.
  • آياتی که دلالت بر عدم تحريف قرآن دارد:

«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»[6]

«ما قرآن را نازل كرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم!»

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»[7]

«كسانی كه به اين ذكر (قرآن) هنگامی كه به سراغشان آمد كافر شدند (نيز بر ما مخفی نخواهد ماند)! و اين كتابی است قطعا شكست ناپذير… كه هيچ گونه باطلی، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‏آيد؛ چرا كه از سوی خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است!»

7- اگر يک آيه از قرآن ساقط شده باشد موجب می شود که تمام قرآن از حجيت ساقط شود؛ زيرا احتمال دارد که آن آيه ی ساقط شده، ناسخ تمام قرآن باشد و گفته باشد که قرآن ديگر حجت نيست.

اما ادلة کسانی که معتقدند قرآن تحريف شده يعنی چيزی از آن افتاده و بعضی از الفاظ آن تغيير يافته و ترتيب آن به هم خورده، عبارت است از:

1- از روايات بسياری استفاده می شود که پيامبر(ص) فرمود: “امت من بر روش بنی اسرائيل عمل می کنند که يکی از آن ها تحريف کتاب آسمانی است.”

«قال رسول الله(ص) و الذی نفسی بيده لترکبّن سنن من کان قبلکم حذو النعل بالنعل و القذة بالقذة حتی لا تخطئون طريقهم و لا يخطئکم سنة بنی اسرائيل»[8]

«رسول خدا(ص) فرمود: سوگند به خدايی که جانم در دست اوست شما امت من مرتکب سنت های امت های گذشته می شويد به طوری که شما از روش آنان خطا نمی کنيد و روش بنی اسرائيل هم از روش شما خطا نمی کند و موافق روش شماست.»

نقد: اولاً اين احاديث و اخبار از يک شخص نقل شده است، نه از اشخاص متعدد؛ لذا قابل اطمينان نيست.

ثانياً: اگر کسی اين حديث را بپذيرد بايد تحريف به زيادی قرآن را نيز بپذيرد چون در بنی اسرائيل، تورات تحريف شد و چيزی بر تورات اضافه شد که در تورات اصلی نبود.

ثالثاً: حوادث زيادی از جمله گوساله پرستی و سرگردانی چهل ساله و غرق شدن فرعون و سلطنت سليمان و به آسمان رفتن حضرت عيسی و مرگ وصی حضرت موسی [حضرت هارون] و معجزات نه گانه در بنی اسرائيل واقع شده که در امت حضرت محمد(ص) اتفاق نيفتاد.

رابعاً: بر فرض صحيح بودن سند اين احاديث ممکن است بگوييم که اين احاديث مشابهت امت اسلام با امت يهود از تمام جهات را نمی گويد بلکه از بعضی از جهات را می گويد؛ يعنی مشابهت امت اسلام با بنی اسرائيل از جهت نتيجه ی تحريف يعنی ايجاد اختلاف و تفرقه، مراد باشد و امت اسلام مانند بنی اسرائيل با تحريف معنوی کتاب آسمانی به اختلاف و پراکندگی مبتلا شوند.

2- روايتی است که از اهل سنت و شيعه وارد شده است که علی(ع) بعد از رحلت پيامبر(ص) از مردم فاصله گرفت قرآن را جمع کرد به مردم ارائه داد، مردم قرآن او را نپذيرفتند و به قرآنی که زيد بن ثابت، جمع کرد اکتفا کردند.

نقد: اولاً، قرآن علی(ع) دارای اصافاتی بود که آن اضافات جزء قرآن نبود و حضرت آن را جزء قرآن نمی دانست بلکه جزء تفسير قرآن بود.

ثانياً: قرآن علی(ع) در باب اصول و فروع دين چيزی اضافه نداشت ممکن است از نظر ترتيب سوره ها يا چينش آيات مختصر تفاوتی با قرآنی داشت که زيدبن ثابت جمع کرده است چون اگر غير از اين بود يقيناً خود علی(ع) آن را اعلام می کرد و به سادگی دست از آن بر نمی داشت.

3- روايات زيادی از امامان عليهم السلام در باب تحريف قرآن وارد شده است.

نقد: اولاً، سند بسياری از آن ها ضعيف است؛

ثانياً: وقتی قرآن تحريف شده باشد ديگر احاديث هم معتبر نيستند چون حجيت احاديث به حجيت قرآن است. وقتی قرآن تحريف شده باشد از حجيت ساقط می شود و وقتی از حجيت ساقط شد، موجب سقوط روايات از حجيت می شود وقتی روايات حجت نشد ديگر نمی شود در باب تحريف قرآن به روايات استناد کرد.

ثالثاً: ممکن است مراد اين روايات از وقوع تحريف در قرآن، تحريف معنوی قرآن باشد نه اين که آيه ای يا سوره ای کم يا زياد شده باشد.

4- قرآن بعد از پيامبر(ص) جمع آوری شده است و آيه ها و سوره ها ترتيب يافت و نامگذاری شد، لذا تحريف در آن راه پيدا کرده است. زيرا ابوبکر هنگامی که ديد هفتاد نفر از حافظان قرآن در [بئرمعونه] و چهارصد نفر در [جنگ يمامه] کشته شدند و احساس کرد که اگر کار به همين منوال ادامه پيدا کند با از بين رفتن حافظان قرآن، قرآن نيز از بين خواهد رفت لذا عمر به زيدبن ثابت دستور داد تا قرآن را جمع آوری نموده و به صورت کتاب تدوين کند.

نقد: اين ادعا کاملاً بی اساس است زيرا در زمان پيامبرصلی الله عليه وآله وسلم و به امر ايشان ترتيب آيات و سوره ها مشخص شده است البته در کتابی مستقلاً نوشته نشده بود؛ بلکه بر پوست و چوب و مانند آن نوشته شده بود و بعد از پيامبر(ص) در عصر ابوبکر هم توسط علی بن ابيطالب عليه السلام و هم توسط زيدبن ثابت در يک جا جمع شد و بين اين دو مجموعه تفاوتی نبود و اما آن چه در عصر عثمان صورت گرفت اين بود که ايشان هنگامی که اختلاف قرائت ها بين اهل شام و اهل عراق را مشاهده کردند تمام قرآن ها را جمع کردند و سوزاندند و يک قرائت را رايج کردند.

مسلمانان در اصل قرآن اتفاق نظر دارند اما در قرائت قرآن اختلافی وجود دارد. يک عده از دانشمندان اهل سنت معتقدند که همه قرائتهای هفت گانه از پيامبر(ص) نقل شده و استعمال آن، صحيح و درست است ولی عقيده معروف شيعه اين است که دليلی يقين آور نداريم که همه ی قرائت ها از پيامبر(ص) به ما رسيده باشد. بلکه بعضی از قرائت ها، استنباط خود قاری است نه قرائت پيامبر(ص).

[مثلاً در سوره تحريم آيه 3، بعضی عَرَفَ بدون تشديد و بعضی عَرَّفَ با تشديد قرائت کردند؛ يا سوره بقره آيه 222، بعضی يَطهرن بدون تشديد و بعضی يَطَّهرنَ با تشديد قرائت کردند. يا آيه ی «و من اعرض عن ملة ابراهيم الا من سَفِهَ نَفسَهُ»، را بعضی سَفُهَ نَفسُهُ قرائت کردند؛ يا در 10 سوره اعراف، بسياری از قاريان معايش قرائت کردند و نافع مدنی آن را معائش قرائت کرد.

قاريان معروف هفت نفر بودند: 1- عبدالله عامر دمشقی 2- ابن کثير مکی 3- عاصم بن بهدله کوفی 4- ابوعمرو بصری 5- حمزه کوفی 6- نافع مدنی 7- کسائی کوفی. بعضی سه نفر ديگر را هم اضافه کردند: 8- خلف بن هشام 9- يعقوب اسحاق 10- يزيد بن قعقاع.

قرائت متداول فعلی قرائت عاصم است که از علی(ع) نقل کرده است.

دلايل مقبول نبودن تمام قرائت ها:

  • بسياری از راويان که از قاريان نقل کردند، ضعيف و غير قابل اعتماد هستند.
  • منابع بسياری از قرائت ها شناخته شده نيست.
  • اگر همه ی قرائت ها صحيح باشد نبايد قاريان از قرائت همديگر اعراض و دوری کنند.

بنابراين در استنباط حکم شرعی از قرآن کريم بايد از قرائتی استفاده کرد که مقبول باشد و استفاده ی قرائت های ضعيف و غير صحيح، در نماز نيز جايز نيست حتما بايد در نماز از قرائتی استفاده کرد که از پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) او نقل شده است يا از آيات و سوره هايی استفاده شود که اختلاف در قرائت ندارد.

نه تنها قرآن از تحريف سالم ماند بلکه ترتيب و چينش آيات و سورهای قرآن به دستور رسول خدا(ص) صورت گرفت و ترتيب و چينش آيات و سوره های قرآن فعلی همان است که رسول خدا(ص) از طريق وحی انجام داد. و نه تنها چينش آيات و سوره ها از تحريف، حفظ ماند بلکه رسم و نوشتار قرآن نيز از تحريف حفظ ماند و همان گونه که رسول الله(ص) امر فرمودند نوشته شد. هر چند آن نوشته با رسم نوشتاری متعارف، موافق نبود. مثلاً کلمه ی [مرضاة] که معمولاً با [ة] نوشته می شود در قرآن با [ت] نوشته شد.

«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»[9]

«بعضی از مردم (با ايمان و فداكار، همچون علی (ع) در «ليلة المبيت‏» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر (ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‏فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.»

«وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»[10]

«و (كار) كسانی که اموال خود را برای خشنودی خدا، و تثبيت (ملكات انسانی در) روح خود، انفاق می‏كنند، همچون باغی است كه در نقطه بلندی باشد، و بارانهای درشت به آن برسد، (و از هوای آزاد و نور آفتاب، به حد كافی بهره گيرد) و ميوه خود را دو چندان دهد (كه هميشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام می دهيد، بيناست.»

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»[11]

«ای پيامبر! چرا چيزی را كه خدا بر تو حلال كرده بخاطر جلب رضايت همسرانت بر خود حرام می‏كنی؟! و خداوند آمرزنده و رحيم است.»

يا کلمه ی [باسم الله الرحمن الرحيم] در قرآن [بسم الله الرحمن الرحيم] بدون الف نوشته شده است؛ هر چند در بعضی از آيات [باسم ربک الاعلی] با الف نوشته شده است.

يا کلمه [نعمة و رحمة و امرأة] به شکل [نعمت و رحمت و امرأت] نوشته شده است.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»[12]

«ای كسانی كه ايمان آورده‏ايد! نعمتی را كه خدا به شما بخشيد، به ياد آوريد؛ آن زمان كه جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز كنند (و شما را از ميان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهيزيد! و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند!»

«فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[13]

«به آثار رحمت الهی بنگر كه چگونه زمين را بعد از مردنش زنده می‏كند؛ چنين كسی (كه زمين مرده را زنده كرد) زنده‏كننده مردگان (در قيامت) است؛ و او بر همه چيز تواناست!»

«إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»[14]

«(به ياد آوريد) هنگامی را كه همسر «عمران‏» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر كردم، كه «محرر» (و آزاد، برای خدمت خانه تو) باشد. از من بپذير، كه تو شنوا و دانايی!»

يا کلمه ی [يدعوا]، يدع نوشته شده است.

«وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً»[15]

«انسان (بر اثر شتابزدگی)، بديها را طلب می‏كند آن گونه كه نيكيها را می‏طلبد؛ و انسان، هميشه عجول بوده است!»

يا اين که کلمه [يعفو] که مفرد است و بايد بدون الف بيايد [يعفوا] با الف آمده است.

«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَ يعفوا عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ»[16]

«ای اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسياری از حقايق كتاب آسمانی را كه شما كتمان می‏كرديد روشن می‏سازد، به سوی شما آمد؛ و از بسياری از آن، (كه فعلا افشای آن مصلحت نيست) صرف نظر می‏نمايد. (آری) از طرف خدا، نور و كتاب آشكاری به سوی شما آمد.»

يا کلمه [هادی] در يک جا با ياء آمده است.

«وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ»[17]

«و نيز نمی‏توانی كوران را از گمراهيشان برهانی؛ تو فقط ميتوانی سخن خود را به گوش كسانی برسانی كه آماده پذيرش ايمان به آيات ما هستند و در برابر حق تسليمند!»

ولی در جای ديگر بدون ياء آمده است.

«وَمَا أَنتَ بِهَادِ الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ»[18]

«و (نيز) نمی‏توانی نابينايان را از گمراهيشان هدايت كنی؛ تو تنها سخنت را به گوش كسانی می‏رسانی كه ايمان به آيات ما می‏آورند و در برابر حق تسليمند!»

يا کلمه ی [بسط]، [بصط] نوشته شده است.

«مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيبصط وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»[19]

«كيست كه به خدا «قرض الحسنه‏ای‏» دهد، (و از اموالی كه خدا به او بخشيده، انفاق كند،) تا آن را برای او، چندين برابر كند؟ و خداوند است (كه روزی بندگان را) محدود يا گسترده می‏سازد؛ (و انفاق، هرگز باعث كمبود روزی آنها نمی‏شود). و به سوی او باز می‏گرديد (و پاداش خود را خواهيد گرفت).»

 

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

[1]  سوره نساء آيه 46

[2]  سوره مائده آيه 13

[3]  سوره اسراء آيه 88

[4]  سوره بقره آيه 23

[5]  سوره يونس آيه های 37 و 38

[6]  سوره حجر آيه 9

[7]  سوره فصلت آيه 41 و 42

[8]  بحارالانوار ج13 ص180

[9]  سوره بقره آيه 207

[10]  سوره بقره آيه 265

[11]  سوره تحريم آيه 1

[12]  سوره مائده آيه 11

[13]  سوره روم آيه 50

[14]  سوره آل عمران آيه 35

[15]  سوره اسراء آيه 11

[16]  سوره مائده آيه 15

[17]  سوره نمل آيه 81

[18]  سوره روم آيه 53

[19]  سوره بقره آيه 245

پخش
دریافت فایل
نقش قرآن در زندگی انسان (27) نماز جمعه
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان

بایگانی‌سالانه

جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۴