نقش قرآن در زندگی انسان (28)

 اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله

 قرآن کريم دارای 114 سوره است که 86 سوره آن مکی است [اين سوره ها قبل از هجرت پيامبر(ص) از مکه به مدينه نازل شده است.] و 28 سوره مدنی است؛ [اين سوره ها بعد از هجرت پيامبر(ص) از مکه به مدينه نازل شده است.]

از 114 سوره ی قرآن، 29 سوره با حروف مقطعه آغاز شده است. حروف مقطعه از ويژگی قرآن است در ساير کتاب های آسمانی حروف مقطعه وجود ندارد. مجموع حروف مقطعه 14 حرف است: [ا- ح – ر – س-ص-ط-ع-ق-ک-ل-م-ن-ه-ی] سه سوره ص و ق و قلم، با يک حرف ص و ق و ن، آغاز شده است. نه سوره با دو حرف شروع شده است: غافر، فصلت، زخرف، دخان، جاثيه، احقاف با [حم]، طه با [طه] و نمل با [طس] و يس با [يس].

سيزده سوره با سه حرف شروع شده است: بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان، سجده، با (الم) و يونس، هود، يوسف، ابراهيم، حجر با (الر) و شعراء و قصص با (طسم) و دو سوره با چهار حرف شروع شده است: اعراف با (المص) و رعد با (المر).

دو سوره با پنج حرف شروع شده است: مريم با (کهيعص) و شوری با (حمعسق).

در 24 سوره از 29 سوره که با حروف مقطعه آغاز شده است، بعد از حروف مقطعه، از قرآن و عظمت آن و معجزه بودنش سخن به ميان آمده است؛ و در سوره شريفه قلم از قلم و نوشته سخن به ميان آمده است و در سوره ی ديگر از وحی سخن گفته شده است که اين دو سوره نيز به نحوی به قرآن مربوط می شود.

«ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ»[1]

«ص، سوگند به قرآنى كه داراى ذكر است (كه اين كتاب، معجزه الهى است).»

«ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ»[2]

«ق، سوگند به قرآن مجيد (كه قيامت و رستاخيز حق است)!»

«حم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»[3]

«حم. اين كتابى است كه از سوى خداوند قادر و دانا نازل شده است.»

«حم تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ»[4]

«حم اين كتابى است كه از سوى خداوند رحمان و رحيم نازل شده است; كتابى كه آياتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو كرده، در حالى كه فصيح و گوياست براى جمعيتى كه آگاهند! قرآنى كه بشارت دهنده و بيم دهنده است; ولى بيشتر آنان روى گردان شدند; از اين رو چيزى نمى‏شنوند»

«حم وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»[5]

«حم. سوگند به كتاب مبين (و روشنگر)، كه ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم، شايد شما (آن را) درك كنيد!»

«حم وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ»[6]

«حم سوگند به اين كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم; ما همواره انذاركننده بوده‏ايم!»

«حم تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ»[7]

«حم اين كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است!»

«حم تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ»[8]

«حم اين كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است!»

«طه مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»[9]

«طه ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى!»

«طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ»[10]

«طس – اين آيات قرآن و كتاب مبين است، وسيله هدايت و بشارت براى مؤمنان است»

«الم ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ»[11]

«الم (بزرگ است خداوندى كه اين كتاب عظيم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده). آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد؛ و مايه هدايت پرهيزكاران است.»

«الم اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ»[12]

«الم معبودى جز خداوند يگانه زنده و پايدار و نگهدارنده، نيست. (همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانه‏هاى كتب پيشين، منطبق است؛‏» و «انجيل‏» را. پيش از آن، براى هدايت مردم فرستاد; و (نيز) كتابى كه حق را از باطل مشخص مى‏سازد، نازل كرد; كسانى كه به آيات خدا كافر شدند، كيفر شديدى دارند; و خداوند (براى كيفر بدكاران و كافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است.»

«الم تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ»[13]

«الم اين آيات كتاب حكيم است (كتابى پرمحتوا و استوار)! مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است.»

«الم تَنزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ»[14]

«الم اين كتابى است كه از سوى پروردگار جهانيان نازل شده، و شك و ترديدى در آن نيست»

«الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ»[15]

«الر، اين آيات كتاب استوار و حكمت آميز است»

«الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ»[16]

«الر، اين كتابى است كه آياتش استحكام يافته; سپس تشريح شده و از نزد خداوند حكيم و آگاه (نازل گرديده) است»

«الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»[17]

«الر، آن آيات كتاب آشكار است! ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، شايد شما درك كنيد (و بينديشيد)!»

« الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ»[18]

« الر، (اين) كتابى است كه بر تو نازل كرديم، تا مردم را از تاريكيها(ى شرك و ظلم و جهل) به سوى روشنايى (ايمان و عدل و آگاهى) بفرمان پروردگارشان در آورى، بسوى راه خداوند عزيز و حميد.»

« الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ»[19]

« الر، اين آيات كتاب، و قرآن مبين است»

« طسم تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ»[20]

« طسم اين آيات كتاب روشنگر است.»

« طسم تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ»[21]

« طسم! اينها از آيات كتاب مبين است!»

« المص كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ»[22]

« المص اين كتابى است كه بر تو نازل شده; و نبايد از ناحيه آن، ناراحتى در سينه داشته باشى! تا به وسيله آن، (مردم را از عواقب سوء عقايد و اعمال نادرستشان) بيم دهى; و تذكرى است براى مؤمنان.»

« المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ»[23]

« المر، اينها آيات كتاب (آسمانى) است; و آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حق است; ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند»

«حم عسق كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»[24]

« حم. عسق. اين گونه خداوند عزيز و حكيم به تو و پيامبرانى كه پيش از تو بودند وحى مى‏كند.»

اولاً: اين حروف، جزء حروف رايج و مصطلح نيستند که مستقلاً بر معنای خود دلالت نکنند بلکه اين ها در حقيقت، اسم هستند و بر معنای خود مستقلاً دلالت می کنند.

ثانياً: در بعضی از سوره ها حروف مقطعه يک آيه کامل است؛ و در بعضی از سوره ها يک کلمه ی کامل و با انضمام کلمات ديگر يک آيه ی کامل می شوند. مثلاً (الم) در سوره های بقره و آل عمران و عنکبوت و روم و لقمان و سجده، آيه کامل است و (المص) در سوره ی اعراف آيه ی کامل است؛ و (کهيعص) آيه ی کامل است؛ و (يس) در سوره يس، و (طه) در سوره ی طه و (حم) در سوره ی غافر و فصلت و زخرف و دخان و جاثيه و احقاف، آيه ی کامل است. و (حم عسق) دو آيه کامل است. ولی (الر) در سوره يونس و هود و يوسف و ابراهيم و حجر و (المر) در سوره ی رعد و (ص) در سوره ص و (ق) در سوره ی ق و (ن) در سوره ی قلم و (طس) در سوره ی نمل، آيه ی کامل نيست هر چند يک کلمه ی با معنی است.

ثالثاً: حروف مقطعه جزء متشابهات نيستند چون متشابه آنست که لفظ بر معنايی ممکن است دلالت کند که آن معنی با واقعيت سازگار نباشد.

رابعاً: با توجه به اين که قرآن، نور و هدايت است. تمام قرآن قابل فهم است از جمله حروف مقطعه هم قابل فهم است. اما قابل فهم بودن حروف مقطعه به معنای بديهی بودن معنای آن نيست؛ بلکه برای فهم آن ممکن است قواعدی لازم باشد که آن قواعد را جز معصومين و راسخان در علم، ندانند. زيرا يقيناً حروف مقطعه در قرآن که هر کدام يک آيه کامل است يا با کلمات ديگر يک آيه ی کامل می شود يقيناً دارای معنی کامل است و نفهميدن ما و عدم دسترسی ما به معنی آن دليل بی معنی بودن آن نيست. لذا بايد دقت بيشتری کرد تا به معنی آن دست يافت. يا بايد از کسانی که قرآن بر آنان نازل شده است، اين معنی را گرفت.

اهل سنت از حضرت علی(ع) روايت کردند که آن حضرت فرمود:

«لکل کتاب صفوه و صفوة القرآن حروف التهجی»

«برای هر کتاب، گزيده ای است و گزيده ی قرآن حروف الفباء است.»

و از ابوبکر روايت کردند که گفت:

«لله فی کل کتاب سر و سره فی القرآن اوائل السور»

«برای خداوند در هر کتاب سرّی است و سرّ خداوند در قرآن در اوايل سوره هاست.»

علامه طباطبايی: اين حروف، رموزی هستند بين خداوند و پيامبرش. رموزی که از ما پنهان است و فهم عادی ما راهی به درک آن ندارد.

آراء و اقوال در مورد حروف مقطعه

در مورد حروف مقطعه اقوال فراوانی است که بسياری از آن ها قابل ذکر نيست. مثلاً فخر رازی در تفسيرش 21 وجه و طبرسی در تفسيرش 11 وجه ذکر کردند. اما آن چه که قابل ذکر است را در ذيل ذکر کرديم:

  • اين حروف، سوگند و قسم است. در فصل چهل و ششم کتاب مصباح کفعمی از امام سجاد(ع) روايت شده است که آن حضرت فرمود: «حروف مقطعه نام رسول خدا(ص) است که خداوند با آن سوگند خورده است.»
  • اين حروف اگر جمع شوند، نام خدا از آن درست می شود. مثلاً از جمع (الر) و (حم) و (ن)، “الرحمن” درست می شود و اگر درست تلفيق شوند، اسم اعظم درست می شود. در تفسير قمی از ابی بصير روايت شده که ايشان گفتند، امام صادق(ع) فرمود: «حروف مقطعه حروفی از اسم اعظم خداست که اگر پيامبر(ص) يا جانشين او آن را ترکيب کند و پروردگار را با آن بخواند خداوند خواسته ی آنان را اجابت می کند.»
  • حروف مقطعه نام های سوره هايی از قرآن است که آن سوره با آن آغاز شده است.
  • اين حروف هر يک، نامی از نام های خداست. مثلاً (کهيعص)، “کاف” اشاره به نام کافی و “هاء” اشاره به نام هادی و “ياء” اشاره به نام حکيم و “عين” اشاره به نام عليم و “صاد” اشاره به نام صادق خداوند دارد.

روايت مفصل ديگری نيز همين سخن را گفته اند و گفته اند که اين حروف به نحو رمز و سرّ، اشاره به نام خدا دارد. ولی حق اين است که اين نظر صحيح نيست. زيرا نام های خداوند در قرآن تصريح شده است و وجهی برای ذکر سرّی و رمزی آن وجود ندارد.

  • سيد مرتضی فرموده: حروف مقطعه بيان کننده اين حقيقت هستند که اين قرآن که شما از آوردنش عاجز هستيد از همين حروف تشکيل شده است. همان طوری که خداوند از خاک و گل که ما با آن کوزه می سازيم، انسان ساخته است که هيچ کس جز او نمی تواند چنين کند. همين طور خداوند از حروف ساده، قرآنی ساخته است که بشر از آوردن مانند آن عاجز است. در تفسير برهان از شيخ صدوق روايت از امام حسن عسکری(ع) ذکر شد که آن حضرت فرمود: «قريش و يهود، قرآن را تکذيب کردند و آن را سحر آشکار خواندند لذا خداوند فرمود: (الم) ای محمد! اين کتاب که ما به تو فرستاديم همان تک تک حروف است که از جمله ی آن ها (الف، لام و ميم) است. به آن ها بگو اگر راست می گويند مانند آن را بياورند ولی آن ها از آوردن آن عاجز بودند.
  • حروف مقطعه در هر سوره اشاره به دقت و تأمل در آيات آن سوره است که با اين حروف آغاز شده است. مثلاً در سوره ی بقره آياتی با (الم) شروع شده است؛ مانند:

اَلَم تَرَ اِلَی الذين خرجوا …

اَلَم تَرَ اِلَی المَلَأمِن بنی اسرائيل …

اَلَم تَرَ اِلَی الذی حاجَّ ابراهيم فی ربه …

  • حروفی که در آغاز سوره ها آمده است رموزی است که به حوادث آينده اشاره دارد.
  • حروف مقطعه در اوايل هر سوره ای در حقيقت اشاره به آن غرضی است که در آن سوره بيان شده است. مثلاً حرف (ن) در سوره قلم اشاره به اينست که در اين سوره از نصرت الهی بيشتر صحبت شده است و يا حرف (ق) در سوره ق اشاره به اين است که در اين سوره از قرآن يا از قهر الهی بيشتر سخن گفته شده است.
  • رشاد خليفه ی: ميزان هر يک از حروف 14 گانه در هر سوره ای از 114 سوره قرآن نسبت به مجموع حروف آن سوره چند درصد است. مثلاً حرف (ق) در سوره (ق) از تمام سوره های قرآن بيشتر است. حرف (ق) بالنسبه در 113 سوره ديگر کمتر به کار رفته است. يا مثلاً حرف (ص) در سوره ص مقدارش به تناسب مجموع حروف سوره از هر سوره ديگر قرآن بيشتر است. يا مثلاً (المص) در اول سوره اعراف، اگر (الف) ها و (لام) ها و (ميم) ها و (صاد) هايی که در اين سوره وجود دارد را با هم جمع کنيم و نسبت آن را با حروف اين سوره بسنجيم خواهيم ديد که از تعداد آن در هر سوره ديگر قرآن بيشتر است.

 

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

[1]  سوره ص آيه 1

[2]  سوره ق آيه 1

[3]  سوره غافر آيه های 1 و 2

[4]  سوره فصلت آيه های 1 تا 4

[5]  سوره زخرف آيه های 1 تا 3

[6]  سوره دخان آيه های 1 تا 3

[7]  سوره جاثيه آيه های 1 و 2

[8]  احقاف 1 و 2

[9]  سوره طه آيه های 1 و 2

[10]  سوره نمل آيه های 1 و 2

[11]  سوره بقره آيه های 1 و 2

[12]  سوره آل عمران آيه های 1 تا 4

[13]  سوره لقمان آيه

[14]  سوره سجده آيه های 1 و 2

[15]  سوره يونس آيه 1

[16]  سوره هود آيه 1

[17]  سوره يوسف آيه های 1 و 2

[18]  سوره ابراهيم آيه 1

[19]  سوره حجر آيه 1

[20]  سوره شعراء آيه های 1 و 2

[21]  سوره قصص آيه های 1 و 2

[22]  سوره اعراف آيه های 1 و 2

[23]  سوره رعد آيه 1

[24]  سوره شوری آيه های 1 تا 3

پخش
دریافت فایل
نقش قرآن در زندگی انسان (28) نماز جمعه
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان

بایگانی‌سالانه

جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۴