نقش قرآن در زندگی انسان (29)

 اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله

 قرآن کريم برای فهماندن معانی دقيق و عميق از مَثَل استفاده کرده است وخواسته است تا از اين طريق معانی معقول را محسوس نمايد تا فهم آن برای همگان ملموس و دست يافتنی باشد.

قبل از ورود در بحث ابتدا لازم است که مَثَل را تعريف کنيم و توضيح دهيم مَثَل به معنای توصيف به چيزی است که آن را مجسم و ممّثل می کند.

خداوند عالم هر مَثَلی که روشنگر راه حق باشد را در قرآن ذکر کرده است.

«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا»[1]

«ما در اين قرآن، برای مردم از هر چيز نمونه‏ای آورديم (و همه معارف در آن جمع است)؛ اما بيشتر مردم (در برابر آن، از هر كاری) جز انكار، ابا داشتند!»

بعضی از متفکران اسلامی، مَثَل راتشبيه عرفی می دانند و بعضی آن را تجسم واقعيت برزخی موجودات می دانند مثلاً عالِم بی عمل در عالَم برزخ به شکل خر ظاهر می شود.

خداوند در ارائه ی مطلب به وسيله ی مثال ابايی ندارد و از کوچکترين پديده و موجود برای فهماندن بزرگترين مطلب استفاده کرده است. عده ای از منافقان و يهوديان به اين مطلب اعتراض کردند. منافقان گفتند که شأن خداوند بالاتر از آن است که اين گونه درباره ما مثال بزند و بگويد:

«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[2]

«آنان ( منافقان) همانند كسی هستند كه آتشی افروخته (تا در بيابان تاريك، راه خود را پيدا كند)، ولی هنگامی كه آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانی می‏فرستد و) آن را خاموش می‏كند؛ و در تاريكيهای وحشتناكی كه چشم كار نمی‏كند، آنها را رها می‏سازد. آنها كران، گنگها و كورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمی‏گردند! يا همچون بارانی از آسمان، كه در شب تاريك همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهای خود می‏گذارند؛ تا صدای صاعقه را نشنوند. و خداوند به كافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند). (روشنائی خيره كننده) برق، نزديك است چشمانشان را بربايد. هر زمان كه (برق جستن می‏كند، و صفحه بيابان را) برای آنها روشن می‏سازد، (چند گامی) در پرتو آن راه می‏روند؛ و چون خاموش می‏شود، توقف می‏كنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بين می‏برد؛ چرا كه خداوند بر هر چيز تواناست.»

و يهوديان در اعتراض به اين دو آيه:

«مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ»[3]

«مثل كسانی كه غير از خدا را اوليای خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانه‏ای برای خود انتخاب كرده؛ در حالی كه سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است اگر می‏دانستند.»

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ»[4]

«ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهيد: كسانی را كه غير از خدا می‏خوانيد، هرگز نمی‏توانند مگسی بيافرينند، هر چند برای اين كار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چيزی از آنها بربايد، نمی‏توانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلب‏كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان، و هم آن معبودان)!»

اعتراض کردند، و گفتند شأن خدا بالاتر از آنست که به عنکبوت و مگس مثال بزند. در اين هنگام و در جواب اعتراض منافقان و يهوديان [و در جواب همه ی کسانی که به مثال های قرآن معترض بودند] اين آيه نازل شد:

«إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ»[5]

«خداوند از اين كه (به موجودات ظاهرا كوچكی مانند) پشه، و حتی كمتر از آن، مثال بزند شرم نمی‏كند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده‏اند، می‏دانند كه آن، حقيقتی است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها كه راه كفر را پيموده‏اند، (اين موضوع را بهانه كرده) می‏گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» (آری) خدا جمع زيادی را با آن گمراه، و گروه بسياری را هدايت می‏كند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‏سازد»

مَثَل گاهی جلوی لجبازی افراد لجوج را می گيرد. مثلاً در داستان حضرت مسيح عليه السلام عده ای می گفتند چگونه ممکن است کسی بدون پدر به دنيا آيد، عده ای نيز گفتند که چون عيسی، پدر ندارد پس يا خداست يا فرزند خداست؛ قرآن کريم می فرمايد که عيسی عليه السلام مانند حضرت آدم است؛ او نيز بدون پدر و مادر به دنيا آمد و بنده خداست نه فرزند خدا.

مثال، موجب می شود تا دشواری مطلب از بين برود.

«إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»[6]

«مثل عيسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ كه او را از خاك آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فورا موجود شد. (بنابر اين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيت او نيست.)»

قرآن کريم می فرمايد: مَثَل، مايه ی بيداری است و عالمان يعنی کسانی که در مسير دستيابی حق هستند در آن می انديشند و از آن بهره می برند.

«تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ»[7]

«هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش می‏دهد. و خداوند برای مردم مثلها می‏زند، شايد متذكر شوند (و پند گيرند)»

«لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[8]

«اگر اين قرآن را بر كوهی نازل می‏كرديم، می‏ديدی كه در برابر آن خاشع می‏شود و از خوف خدا می‏شكافد! اينها مثالهايی است كه برای مردم می‏زنيم، شايد در آن بينديشيد!»

«وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ»[9]

«اينها مثالهايی است كه ما برای مردم می‏زنيم، و جز دانايان آن را درك نمی‏كنند.»

و مثال گاهی در همگانی کردن فهم سخنی مؤثر است؛ لذا در قرآن کريم در مورد مسائل اساسی مثالی زده شد مثلاً در مورد ايمان و کفر يا در مورد زندگی دنيا و زندگی آخرت يا در مورد تلاش و اعمال کافران و مؤمنان يا در مورد علم بی عمل يا در مورد شرک و توحيد يا در مورد انفاق و يا در مورد اخلاص و رياکاری مثال هايی زده است و آن حقايق بلند عقلی را در قالب مثال هايی بيان کرده است تا عقل عموم از آن بهره مند گردد.

قرآن کريم در مورد کسانی که به دنبال غيرخدا می روند و آنان را ولی و مَأمَن خود قرار می دهند را به عنکبوت و لانه عنکبوت مثال زد و فرمود همان گونه که لانه ی عنکبوت از استحکام برخوردار نيست و سست و بی اساس و بی پايه است و لانه ای نيست تا کسی را از گرما و سرما و آفات و دشمن حفظ کند، غير خدا نيز مانند لانه عنکبوت است پناه بردن به غير خدا مانند لانه کردن در خانه ی عنکبوت است که نه فايده ای دارد و نه ضرری را از انسان دفع می کند.

«مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ»[10]

«مثل كسانی كه غير از خدا را اوليای خود برگزيدند، مثل عنكبوت است كه خانه‏ای برای خود انتخاب كرده؛ در حالی كه سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است اگر می‏دانستند.»

قرآن کريم در رد و نفی بت پرستی و بی اثر بودن بت ها می فرمايد همان طوری که برده های شما بدون اجازه ی شما حق تصرف در خود و در اموال شما را ندارند تمام موجودات عالم اعم از فرشتگان و پيامبران و اولياء و ماه و خورشيد و سنگ و کلوخ، بندگان خداوند هستند و هرگز بدون اجازه خداوند نمی توانند کاری بکنند نمی توانند مؤثر واقع کردند و در عالم تصرف کنند.

«وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»[11]

«او كسی است كه آفرينش را آغاز می‏كند، سپس آن را بازمی‏گرداند، و اين كار برای او آسانتر می‏باشد؛ و برای اوست توصيف برتر در آسمانها و زمين؛ و اوست توانمند و حكيم! خداوند مثالی از خودتان، برای شما زده است: آيا (اگر مملوك و برده‏ای داشته باشيد)، اين برده‏های شما هرگز در روزيهايی كه به شما داده‏ايم شريك شما می‏باشند؛ آنچنان كه هر دو مساوی بوده و از تصرف مستقل و بدون اجازه آنان بيم داشته باشيد، آن گونه كه در مورد شركای آزاد خود بيم داريد؟! اينچنين آيات خود را برای كسانی كه تعقل می‏كنند شرح می‏دهيم.»

قرآن کريم کافران منکر خدا و وحی و قيامت را به حيوانی تشبيه کرده است که از ادراک معانی سخنــان چوپان بی بهره است فقط صدايی را می شنود ولی معانی آن صدا و آن کلمات را درک نمی کند و چون بهره ای از چشم و گوش و زبان نمی برند از ادراک معانی عقلی نيز بی بهره اند.

«وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ»[12]

«مثل (تو در دعوت) كافران، بسان كسی است كه (گوسفندان و حيوانات را برای نجات از چنگال خطر) صدا می‏زند؛ ولی آنها چيزی جز سر و صدا نمی‏شنوند؛ (و حقيقت و مفهوم گفتار او را درك نمی‏كنند. اين كافران، در واقع) كر و لال و نابينا هستند؛ از اين رو چيزی نمی‏فهمند!»

و قرآن کريم مشرک را به بنده ناتوان و عاجز يا بنده ای که دارای چند ارباب است تشبيه کرده است که کاری از او ساخته نيست و قدرت راضی کردن همه ی آن ها را ندارد و نمی داند دستمزد خود را از کدام طلب کند و مؤمن را به بنده توانا تشبيه کرده است که دارای يک “رب” و مسئول شناخته شده است که به راحتی می تواند او را راضی کند و می تواند به آسانی به ميل او عمل کند و پاداش تلاش های خود را نيز از او بخواهد.

«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»[13]

«خداوند مثالی زده: برده مملوكی را كه قادر بر هيچ چيز نيست؛ و انسان (با ايمانی) را كه از جانب خود، رزقی نيكو به او بخشيده‏ايم، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق می‏كند؛ آيا اين دو نفر يكسانند؟! شكر مخصوص خداست، ولی اكثر آنها نمی‏دانند! خداوند مثالی (ديگر) زده است: دو نفر را، كه يكی از آن دو، گنگ مادرزاد است؛ و قادر بر هيچ كاری نيست؛ و سربار صاحبش می‏باشد؛ او را در پی هر كاری بفرستد، خوب انجام نمی‏دهد؛ آيا چنين انسانی، با كسی كه امر به عدل و داد می‏كند، و بر راهی راست قرار دارد، برابر است؟!»

«وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ»[14]

«ما برای مردم در اين قرآن از هر نوع مثلی زديم، شايد متذكر شوند. قرآنی است فصيح و خالی از هر گونه كجی و نادرستی، شايد آنان پرهيزگاری پيشه كنند! خداوند مثالی زده است: مردی را كه مملوك شريكانی است كه درباره او پيوسته با هم به مشاجره مشغولند، و مردی كه تنها تسليم يك نفر است؛ آيا اين دو يكسانند؟! حمد، مخصوص خداست، ولی بيشتر آنان نمی‏دانند.»

قرآن کريم، کلام درست و حق را به درخت تنومندی تشبيه کرده است که به جهت ريشه های عميق، استوار است و هميشه برای جامعه مفيد است؛ بر خلاف کلام نادرست و سست که مانند بوته هايی می ماند که به جهت فاقد بودن از ريشه های عميق، رشد سريع کاذب می کند و زود از بين می رود.

«أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ»[15]

«آيا نديدی چگونه خداوند «كلمه طيبه‏» (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه‏ای تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش می‏دهد. و خداوند برای مردم مثلها می‏زند، شايد متذكر شوند (و پند گيرند)! (همچنين) «كلمه خبيثه‏» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاكی تشبيه كرده كه از روی زمين بركنده شده، و قرار و ثباتی ندارد.»

و در مورد ديگر حق را به آب و باطل را به حباب تشبيه کرده است و فرمود آن چه می ماند و مفيد است، آب است ولی حباب نه می ماند و نه مفيد است و نه تشنه ها را سيراب می کند.

«أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ»[16]

«خداوند از آسمان آبی فرستاد؛ و از هر دره و رودخانه‏ای به اندازه آنها سيلابی جاری شد؛ سپس سيل بر روی خود كفی حمل كرد؛ و از آنچه (در كوره‏ها) برای به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگی، آتش روی آن روشن می‏كنند نيز كفهايی مانند آن به وجود می‏آيد -خداوند، حق و باطل را چنين مثل می‏زند!- اما كفها به بيرون پرتاب می‏شوند، ولی‏آنچه به مردم سود می‏رساند (آب يا فلز خالص) در زمين می‏ماند؛ خداوند اينچنين مثال می‏زند!»

قرآن کريم اعمال کافران را به ذرات خاکستر در يک روز طوفانی تشبيه کرده است که نمی ماند و خاصيتی نيز ندارد.

«مَّثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيدُ»[17]

«اعمال كسانی كه به پروردگارشان كافر شدند، همچون خاكستری است در برابر تندباد در يك روز طوفانی! آنها توانايی ندارند كمترين چيزی از آنچه را انجام داده‏اند، به دست آورند؛ و اين همان گمراهی دور و دراز است!»

و حيات دنيايی را به سبزه ای تشبيه کرد که در اثر يک رويدادی خشک ناپديد می گردد.

«إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[18]

«مثل زندگی دنيا، همانند آبی است كه از آسمان نازل كرده‏ايم؛ كه در پی آن، گياهان (گوناگون) زمين -كه مردم و چهارپايان از آن می‏خورند- می‏رويد؛ تا زمانی كه زمين، زيبايی خود را يافته و آراسته می‏گردد، و اهل آن مطمئن می‏شوند كه می‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام يا در روز، (برای نابودی آن) فرامی‏رسد؛ (سرما يا صاعقه‏ای را بر آن مسلط می‏سازيم) و آنچنان آن را درو می‏كنيم كه گويی ديروز هرگز (چنين كشتزاری) نبوده است! اين گونه، آيات خود را برای گروهی كه می‏انديشند، شرح می‏دهيم!»

«وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا»[19]

«(ای پيامبر!) زندگی دنيا را برای آنان به آبی تشبيه كن كه از آسمان فرو می‏فرستيم؛ و بوسيله آن، گياهان زمين (سرسبز می‏شود و) در هم فروميرود. اما بعد از مدتی می‏خشكد؛ و بادها آن را به هر سو پراكنده می‏كند؛ و خداوند بر همه چيز تواناست!»

و عالمان دنيا طلب و جاه طلب را به سگی تشبيه کرده است که هميشه احساس تشنگی دارد و زبانش از دهانش بيرون آمده است.

«وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[20]

«و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم؛ ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شيطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد! و اگر می‏خواستيم، (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا می‏برديم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستی گراييد، و از هوای نفس پيروی كرد! مثل او همچون سگ (هار) است كه اگر به او حمله كنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همين كار را می‏كند؛ (گويی چنان تشنه دنياپرستی است كه هرگز سيراب نمی‏شود! (اين مثل گروهی است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستانها را (برای آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)»

و عالمان بی عمل را به چارپايانی تشبيه کرد که بار کتاب حمل می کنند ولی از برکات و فوائد و آثار آن بی بهره اند.

«مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»[21]

«كسانی كه مكلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نكردند، مانند درازگوشی هستند كه كتابهايی حمل می‏كند، (آن را بر دوش مى‏كشد اما چيزی از آن نمی‏فهمد)! گروهی كه آيات خدا را انكار كردند مثال بدی دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمی‏كند!»

و انفاق را به پاشيدن بذر در زمين تشبيه کرده است که مبدل به خروار خواهد شد.

«وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»[22]

«و (كار) كسانی كه اموال خود را برای خشنودی خدا، و تثبيت (ملكات انسانی در) روح خود، انفاق می‏كنند، همچون باغی است كه در نقطه بلندی باشد، و بارانهای درشت به آن برسد، (و از هوای آزاد و نور آفتاب، به حد كافی بهره گيرد) و ميوه خود را دو چندان دهد (كه هميشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام می‏دهيد، بيناست.»

و انفاق ريايی و عمل غير خالصانه را به خاک روی سنگ سخت تشبيه کرده است که بذری روی آن پاشيده شده است و اين بذر و خاک با بارانی از بين می رود.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»[23]

«ای كسانی كه ايمان آورده‏ايد! بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسی كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق می‏كند؛ و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمی‏آورد؛ (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكی از) خاك باشد؛ (و بذرهايی در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالی از خاك و بذر) رها كند. آنها از كاری كه انجام داده‏اند، چيزی به دست نمی‏آورند؛ و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمی‏كند.»

«مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هِـذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلَـكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»[24]

«آنچه آنها در اين زندگی پست دنيوی انفاق می‏كنند، همانند باد سوزانی است كه به زراعت قومی كه بر خود ستم كرده (و در غير محل و وقت مناسب، كشت نموده‏اند)، بوزد؛ و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نكرده؛ بلكه آنها، خودشان به خويشتن ستم می‏كنند.»

 

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

[1]  سوره اسراء آيه 89

[2]  سوره بقره آيه های 17 تا 20

[3]  سوره عنکبوت آيه 41

[4]  سوره حج آيه 73

[5]  سوره بقره آيه 26

[6]  سوره آل عمران آيه 59

[7]  سوره ابراهيم آيه 25

[8]  سوره حشر آيه 21

[9]  سوره عنکبوت آيه 43

[10]  سوره عنکبوت آيه 41

[11]  سوره روم آيه 27 و 28

[12]  سوره بقره آيه 171

[13]  سوره نحل آيه های 75 و 76

[14]  سوره زمر آيه های 27 تا 29

[15]  سوره ابراهيم آيه های 24 تا 26

[16]  سوره رعد آيه 17

[17]  سوره ابراهيم آيه 18

[18]  سوره يونس آيه 24

[19]  سوره کهف آيه 45

[20]  سوره اعراف آيه های 175 و 176

[21]  سوره جمعه آيه 5

[22]  سوره بقره آيه 265

[23]  سوره بقره آيه 264

[24]  سوره آل عمران آيه 117

پخش
دریافت فایل
نقش قرآن در زندگی انسان (29) نماز جمعه
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان

بایگانی‌سالانه

جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴