نقش قرآن در زندگی انسان (33)

  اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله

 قرآن کريم يکی از راه های رسيدن به حقيقت را طريق موعظه و پند می داند و می فرمايد:

موعظه در لغت به معنی بيانی است که نفس شنونده را نرم و قلبش را رقيق کند. راغب در کتاب مفرداتش گفته ” وعظ به معنای بازداشتن و منع کردن کسی از کاری همراه با ترساندن.”

هر سخنی که در مخاطب اثر بگذارد و او را از بدی ها بترساند و قلب او را متوجه خوبی ها کند، موعظه ناميده می شود.

قرآن کريم موعظه است؛

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ»[1]

«ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است؛ و درمانی برای آنچه در سينه ‏هاست؛ (درمانی برای دلهای شما) و هدايت و رحمتی است برای مؤمنان!»

«وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آيَاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»[2]

«و هنگامی كه زنان را طلاق داديد، و به آخرين روزهای «عده‏» رسيدند، يا به طرز صحيحی آنها را نگاه داريد (و آشتی كنيد)، و يا به طرز پسنديده‏ای آنها را رها سازيد! و هيچ‏گاه به خاطر زيان رساندن و تعدی كردن، آنها را نگاه نداريد! و كسی كه چنين كند، به خويشتن ستم كرده است. (و با اين اعمال، و سوء استفاده از قوانين الهی) آيات خدا را به استهزا نگيريد! و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانی و علم و دانشی كه بر شما نازل كرده، و شما را با آن، پند می‏دهد! و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد خداوند از هر چيزی آگاه است (و از نيات كسانی كه از قوانين او، سوء استفاده می‏كنند، با خبر است)!»

«اِنَّ احسن الحديث و ابلغ الموعظة المتقين کتاب الله العزيز الحکيم»[3]

«بهترين سخن و رساترين موعظه برای پرهيزگاران، قرآن است.»

قرآن کريم با بيان معارف و حکمت ها و قصه ها، دل های مشتاقان را نرم و زمينه ی هدايت را در آنان فراهم می سازد.

«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ»[4]

«آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟! و مانند كسانی نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد؛ و بسياری از آنها گنهكارند!»

خشوع به معني حالت تواضع وادب جسمي و روحي است که در برابر حقيقت مهم يا شخص مهم برای انسان بوجود مي آيد.

فضيل بن عياض که به عنوان يکي از راويان موثق از امام صادق ع واز زهاد معروف معرفي شده و در پايان عمر در جوار کعبه مي زيست و در همان جا در روز عاشورا بدرود حيات گفت. در آغاز کار، راهزن خطرناکی بود که همه مردم از او وحشت داشتند. از نزديکی يک آبادی می گذشت. دخترکی را ديد و نسبت به او علاقمند شد؛ عشق سوزان دخترک، فضيل را وادار کرد تا شب هنگام از ديوار خانه او بالا رود و تصميم داشت به هر قيمتی که شده به وصال او نائل گردد و در اين هنگام بود که  در يکی از خانه های اطراف شخص بيدار دلی مشغول تلاوت قرآن بود و به همين آيه رسيده بود: “الم يان للذين آمنوا …” اين آيه همچون تيری بر قلب آلوده فضل نشست. ناگهان صدای فضيل بلند شد و پيوسته می گفت: “بلی والله قد آن = به خدا سوگند وقت آن رسيده است.” از ديوار بام فرود آمد و به خرابه ای وارد شد که جمعی از کاروانيان آن جا جمع شده بودند و برای حرکت به سوی مقصدی با يکديگر مشورت می کردند؛ می گفتند فضيل و دار و دسته او در راهند، اگر برويم راه را بر ما می بندند و ثروت ما را به غارت می برند. فضيل تکانی خورد و خود را سخت ملامت کرد و گفت، چه بد انسانی هستم! رو به سوی آسمان کرد و با دلی تائب گفت: خداوندا من به سوی تو بازگشتم و توبه خود را در اين قرار می دهم که پيوسته در جوار خانه تو باشم خدايا از کارهای بد خود در رنجم؛ درد مرا درمان کن ای درمان کننده همه دردها و ای پاک و منزه از همه عيب ها، ای بی نياز از خدمت من و ای بی نقصان از خيانت من مرا به رحمتت ببخشای! خداوند نيز دعای او را اجابت کرد.

بعضی از مفسران از عبدالله بن مسعود نقل کرده اند که روزی جمعی از صحابه به پيامبر(ص) عرض کردند، ای رسول خدا، چه می شد که حديثی برای ما بيان می کردی تا زنگار ملالت از دل های ما برطرف می شد! در اين هنگام آيه ی فوق نازل شد:

«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ»[5]

«خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يكديگر است; آياتى مكرر دارد (با تكرارى شوق‏انگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان می‏ترسند می‏افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذكر خدا می‏شود؛ اين هدايت الهی است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمايی می‏كند؛ و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمايی برای او نخواهد بود!»

خداوند نيز واعظ است و موعظه می کند مثلاً در قرآن کريم در يک مورد به رد کردن امانت به صاحبش عدالت در حکم موعظه کرد و فرمود:

«إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا»[6]

«خداوند به شما فرمان می‏دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد! و هنگامی كه ميان مردم داوری می‏كنيد، به عدالت داوری كنيد! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست.»

و در مورد ديگر به عدل و احسان و رسيدگی به امور بستگان و دوری از گناه و زشتی و تجاوز، امر و موعظه کرد و فرمود:

«إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»[7]

«خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان می‏دهد؛ و از فحشا و منكر و ستم، نهی می‏كند؛ خداوند به شما اندرز می‏دهد، شايد متذكر شويد!»

«يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»[8]

«خداوند شما را اندرز می‏دهد كه هرگز چنين كاری را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد!»

قرآن کريم مي فرمايد فقط پرهيزگاران از مواعظ وپندها بهره مي گيرند؛

«قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ هَـذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ»[9]

«پيش از شما، سنت‏هايی وجود داشت؛ (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشتهايی داشتند؛ كه شما نيز، همانند آن را داريد.) پس در روی زمين، گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب‏كنندگان (آيات خدا) چگونه بود؟! اين، بيانی است برای عموم مردم؛ و هدايت و اندرزی است برای پرهيزگاران!»

«فَجَعَلْنَاهَا نَكَالاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ»[10]

«ما اين كيفر را درس عبرتی برای مردم آن زمان و نسلهای بعد از آنان، و پند و اندرزی برای پرهيزكاران قرار داديم.»

مواعظ وپندها تا ثيری در سخت دلان ندارد کما اينکه قوم حضرت هود به او گفتند.

«قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ»[11]

«آنها ( قوم عاد) گفتند: «برای ما تفاوت نمی‏كند، چه ما را انذار كنی يا نكنی؛ (بيهوده خود را خسته مكن)!»

باران که در لطافت طبعش خلاف نيست                              در باغ لاله رويد و در شوره زار خس

«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا»[12]

«و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می‏كنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمی‏افزايد.»

 والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

[1]  سوره يونس آيه 57

[2]  سوره بقره آيه 231

[3]  من لا يحضره الفقيه ج1 ص517

[4]  سوره حديد آيه 16

[5]  سوره زمر آيه 23

[6]  سوره نسا آيه 58

[7]  سوره نحل آيه 90

[8]  سوره نور آيه 17

[9]  آل عمران 137 و 138

[10]  سوره بقره آيه 66

[11]  سوره شعراء آيه 136

[12]  سوره اسراء آيه 82

پخش
دریافت فایل
نقش قرآن در زندگی انسان (33) نماز جمعه
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان
حجت الاسلام و المسلمين جناب آقای سید یوسف ابراهیمیان

بایگانی‌سالانه

جمعه ۳ تیر ۱۳۸۴